در این جلسه با اصول مدیریت ایمن راه هوایی در بیماران ICU آشنا میشویم و روشهای مختلف اکسیژندرمانی و حمایت تنفسی را بررسی میکنیم. تمرکز جلسه بر حفظ راه هوایی، پیشگیری از هیپوکسی و استفاده آگاهانه از اکسیژن بهعنوان یک مداخله درمانی است 🩺🌬️
در مراقبتهای ویژه، راه هوایی (Airway) همیشه اولین و حیاتیترین اولویت است؛ نه بهعنوان یک شعار آموزشی، بلکه بهدلیل این واقعیت ساده و غیرقابلچشمپوشی که بدون راه هوایی باز و پایدار، هیچ مداخلهی دیگری معنا ندارد. بیمار ممکن است فشارخون قابلقبول، ضربان قلب مناسب یا حتی اشباع اکسیژن ظاهراً نرمال روی مانیتور داشته باشد، اما اگر راه هوایی در معرض انسداد، ناپایداری یا از دست رفتن باشد، وضعیت او میتواند در عرض چند دقیقه بهطور برگشتناپذیر بحرانی شود.
از نگاه پرستاری در ICU، راه هوایی فقط «لولهگذاری یا نبود لوله» نیست؛ بلکه یک وضعیت پویا است که دائماً تحت تأثیر سطح هوشیاری، تون عضلات، ترشحات، موقعیت بیمار، بیماری زمینهای و مداخلات درمانی قرار دارد.
🔍 چرا راه هوایی در بیمار بحرانی اینقدر حساس است؟
در بیماران بحرانی، چند عامل بهطور همزمان خطر اختلال راه هوایی را افزایش میدهند:
کاهش سطح هوشیاری (بهعلت شوک، هیپوکسی، سپسیس، داروهای سداتیو یا آسیب مغزی)
کاهش رفلکسهای محافظتی راه هوایی (سرفه و بلع)
افزایش ترشحات یا ناتوانی در پاکسازی آنها
خستگی عضلات تنفسی
تغییرات ناگهانی وضعیت بالینی بدون هشدار قبلی
در چنین شرایطی، راه هوایی میتواند از «نسبتاً پایدار» به «کاملاً مسدود» تبدیل شود، بدون اینکه مانیتور فوراً این تغییر را نشان دهد. اینجاست که پایش بالینی پرستار اهمیت حیاتی پیدا میکند.
👩⚕️ نگاه پرستاری: راه هوایی فقط عدد نیست
یکی از خطاهای شایع در محیط ICU، اعتماد بیشازحد به اعداد مانیتور است. اشباع اکسیژن (SpO₂) ممکن است هنوز قابلقبول باشد، اما علائم زیر میتوانند هشدار زودهنگام اختلال راه هوایی باشند:
تغییر صدا یا خرخر تنفسی
استفاده از عضلات فرعی تنفس
افزایش تلاش تنفسی بدون افت فوری SpO₂
بیقراری، اضطراب یا کاهش ناگهانی همکاری بیمار
تجمع ترشحات در دهان یا حلق
پرستار ICU باید بداند که هیپوکسی یک پدیدهی دیررس روی مانیتور است؛ یعنی وقتی SpO₂ افت میکند، معمولاً فرصت طلایی پیشگیری از آسیب از دست رفته است.
⚠️ خطاهای رایج در مدیریت راه هوایی
تصور اینکه «بیمار هنوز نفس میکشد، پس راه هوایی امن است»
تأخیر در گزارش تغییرات ظریف تنفسی
نادیدهگرفتن اثر داروهای سداتیو بر تون راه هوایی
تمرکز بر دستگاه (ونتیلاتور یا مانیتور) بهجای مشاهدهی مستقیم بیمار
فرض پایداری راه هوایی در بیماری که قبلاً پایدار بوده است
این خطاها معمولاً نه از کمدانشی، بلکه از عادیشدن خطر در محیطهای پرتنش ICU ناشی میشوند.
🧠 نقش کلیدی پرستار در ایمنی راه هوایی
پرستار ICU اولین کسی است که تغییرات را میبیند، میشنود و لمس میکند. تصمیمسازی پرستاری در مورد راه هوایی شامل موارد زیر است:
تشخیص زودهنگام ناپایداری راه هوایی
آمادهسازی بهموقع برای مداخلات پیشرفتهتر (مثل لولهگذاری)
پیشگیری از آسپیراسیون
پایش مداوم بعد از تثبیت راه هوایی
این نقش صرفاً اجرایی نیست؛ بلکه تحلیلی، پیشگیرانه و حیاتی است.
در بیمار بحرانی:
راه هوایی یک وضعیت ثابت نیست، بلکه دائماً در حال تغییر است
مانیتور جایگزین مشاهده و قضاوت بالینی پرستار نمیشود
تأخیر در تشخیص اختلال راه هوایی میتواند پیامدهای جبرانناپذیر داشته باشد
پرستار ICU ستون اصلی ایمنی راه هوایی است
اگر یک اصل را همیشه به خاطر بسپاریم، این است:
قبل از هر عدد، قبل از هر دستگاه، به راه هوایی فکر کن.
انسداد راه هوایی در بیمار بحرانی یک اورژانس واقعی است؛ نه فقط بهدلیل توقف عبور هوا، بلکه بهخاطر زنجیرهای از پیامدهای فیزیولوژیک، عصبی و همودینامیک که میتواند در مدت کوتاهی بیمار را به سمت آسیب غیرقابلبرگشت یا مرگ سوق دهد. در ICU، انسداد راه هوایی اغلب ناگهانی، چندعاملی و گاه پنهان است و اگر بهموقع تشخیص داده نشود، حتی بهترین تجهیزات و پیشرفتهترین داروها نیز کارایی خود را از دست میدهند.
🫁 ۱. هیپوکسی حاد و آسیب بافتی
اولین و مهمترین پیامد انسداد راه هوایی، کاهش اکسیژنرسانی مؤثر به بافتها است. نکتهی کلیدی اینجاست که:
هیپوکسی ابتدا در سطح بافت و سلول رخ میدهد
افت SpO₂ روی مانیتور معمولاً دیرتر دیده میشود
در این فاصلهی زمانی، مغز، قلب و کلیهها در معرض آسیب قرار میگیرند. مغز بهطور ویژه نسبت به کمبود اکسیژن حساس است و حتی چند دقیقه هیپوکسی میتواند منجر به آسیب عصبی پایدار شود.
📌 خطای رایج: صبر کردن برای افت عدد SpO₂ بهعنوان نشانهی شروع خطر
🧠 ۲. اختلال سطح هوشیاری و چرخه معیوب انسداد
انسداد راه هوایی و هیپوکسی وارد یک چرخهی معیوب میشوند:
هیپوکسی ⟶ کاهش سطح هوشیاری ⟶ تضعیف رفلکسهای محافظتی ⟶ تشدید انسداد راه هوایی
در این حالت، بیمار توانایی سرفه، بلع یا حفظ تون عضلات راه هوایی را از دست میدهد و خطر انسداد کامل یا آسپیراسیون بهشدت افزایش مییابد. این وضعیت بهویژه در بیماران سدیتشده یا مبتلا به سپسیس شایع است.
❤️ ۳. پیامدهای قلبی و همودینامیک
هیپوکسی ناشی از انسداد راه هوایی میتواند باعث:
تاکیکاردی اولیه و سپس برادیکاردی
آریتمیهای خطرناک
افزایش فشار شریان ریوی
افت برونده قلبی
در بیماران قلبی یا شوکی، این تغییرات میتوانند بهسرعت وضعیت را ناپایدار کنند. گاهی اولین علامت انسداد راه هوایی، بیثباتی همودینامیک غیرقابلتوضیح است، نه علائم واضح تنفسی.
🧪 ۴. احتباس CO₂ و اسیدوز تنفسی
در انسداد نسبی یا تدریجی راه هوایی، ممکن است بیمار هنوز اکسیژن دریافت کند، اما تهویه مؤثر نداشته باشد. نتیجه:
افزایش PaCO₂
اسیدوز تنفسی
تشدید اثر داروهای سداتیو
کاهش پاسخ مغز به تحریکات تنفسی
این وضعیت بهخصوص خطرناک است چون ممکن است SpO₂ طبیعی بهنظر برسد، اما بیمار بهسمت نارسایی تنفسی پیشرونده حرکت کند.
⚠️ ۵. افزایش خطر ایست تنفسی و قلبی
انسداد درماننشده راه هوایی میتواند مستقیماً منجر به:
ایست تنفسی
و بهدنبال آن، ایست قلبی هیپوکسیک
در ICU، بسیاری از ایستهای قلبی «غیرمنتظره» در واقع پیامد انسداد راه هوایی تشخیصدادهنشده هستند. اینجاست که اهمیت پایش مداوم و حساس پرستاری برجسته میشود.
👩⚕️ نقش پرستار در پیشگیری از این پیامدها
پرستار ICU نقشی کلیدی در قطع این زنجیره دارد:
تشخیص زودهنگام علائم بالینی انسداد
درک تفاوت بین تهویه و اکسیژناسیون
گزارش سریع تغییرات ظریف قبل از افت مانیتور
پیشگیری از تشدید انسداد با مداخلات بهموقع
این اقدامات اغلب جان بیمار را قبل از رسیدن به فاز بحران نجات میدهند.
انسداد راه هوایی فقط یک مشکل تنفسی نیست، یک تهدید سیستمیک است
افت SpO₂ علامت دیررس است، نه نقطهی شروع خطر
هیپوکسی، اسیدوز و ناپایداری همودینامیک پیامدهای قابلپیشبینی اما قابلپیشگیریاند
پرستار ICU اولین سد دفاعی در برابر این پیامدهاست
در ICU، انسداد راه هوایی را باید قبل از فاجعه تشخیص داد، نه بعد از آن.
باز نگهداشتن راه هوایی در ICU یک فرآیند فعال و پیوسته است، نه یک اقدام مقطعی. برخلاف تصور رایج، راه هوایی یا «باز» نیست یا «بسته»؛ بلکه روی یک طیف قرار دارد و وضعیت آن میتواند با کوچکترین تغییر بالینی، دارویی یا وضعیتی دگرگون شود. نقش پرستار در این میان، تشخیص بهموقع، انتخاب روش متناسب با شرایط بیمار و پایش مداوم اثربخشی آن است.
این اقدامات اغلب اولین و ایمنترین گام هستند و در بسیاری از بیماران میتوانند از پیشرفت به انسداد کامل جلوگیری کنند.
قرار دادن بیمار در Head-up یا Semi-Fowler میتواند:
افتادن زبان به عقب را کاهش دهد
تخلیه ترشحات را تسهیل کند
در بیماران با کاهش سطح هوشیاری، وضعیت نامناسب میتواند بهتنهایی باعث انسداد شود.
📌 خطای رایج: تمرکز بر اکسیژنتراپی بدون توجه به وضعیت سر و گردن
Head tilt–Chin lift (در صورت نبود شک به آسیب ستون فقرات)
Jaw thrust (در بیماران مشکوک به آسیب گردن)
این مانورها سادهاند اما کاملاً وابسته به مهارت اجرا هستند و اثر آنها موقتی است؛ بنابراین برای تثبیت طولانیمدت کافی نیستند.
تجمع ترشحات یکی از شایعترین علل انسداد در ICU است.
نکات بالینی مهم:
ساکشن باید بر اساس نیاز بالینی انجام شود، نه روتین
ساکشن عمیق و طولانی میتواند باعث:
هیپوکسی
برادیکاردی واگال
پیشاکسیژناسیون قبل از ساکشن در بیماران پرخطر ضروری است
زمانی استفاده میشوند که اقدامات پایه کافی نیست، اما هنوز نیاز به راه هوایی پیشرفته وجود ندارد.
مناسب بیماران بیهوش یا بدون رفلکس گگ
مانع افتادن زبان به عقب میشود
⚠️ استفاده در بیمار هوشیار میتواند باعث:
تهوع
استفراغ
آسپیراسیون
گزینهای مناسب در بیماران نیمههوشیار
تحملپذیری بهتر نسبت به OPA
ملاحظات ایمنی:
احتیاط در بیماران با:
ترومای صورت
اختلالات انعقادی
وقتی بیمار قادر به حفظ یا محافظت از راه هوایی خود نیست، این مرحله اجتنابناپذیر میشود.
هدف اصلی:
محافظت از راه هوایی
تهویه و اکسیژناسیون کنترلشده
نکات کلیدی پرستاری:
آمادهسازی تجهیزات و داروها
پایش دقیق قبل، حین و بعد از لولهگذاری
توجه به عوارض اولیه مانند:
افت فشار خون
هیپوکسی
جابجایی لوله
📌 لولهگذاری فقط «قرار دادن لوله» نیست؛ مراقبت بعد از آن تعیینکننده ایمنی بیمار است.
Tracheostomy
Cricothyrotomy (اورژانسی)
این روشها معمولاً در شرایط خاص یا شکست روشهای دیگر استفاده میشوند و نقش پرستار بیشتر در پایش، مراقبت و پیشگیری از عوارض است.
تأخیر در استفاده از ابزار مناسب به امید «بهبود خودبهخودی»
استفاده از OPA در بیمار هوشیار
نادیدهگرفتن خستگی عضلات تنفسی
تمرکز بر اکسیژن بدون تضمین تهویه مؤثر
پرستار باید بتواند:
وضعیت راه هوایی را بهصورت پویا ارزیابی کند
بداند هر روش چه زمانی کافی است و چه زمانی نیست
محدودیتها و خطرات هر ابزار را بشناسد
بهموقع نیاز به راه هوایی پیشرفته را اعلام کند
این تصمیمها اغلب قبل از رسیدن بیمار به فاز بحران گرفته میشوند.
باز نگهداشتن راه هوایی یک فرآیند مرحلهای است، نه یک اقدام واحد
سادهترین مداخلات، اگر بهموقع انجام شوند، میتوانند از اقدامات تهاجمی جلوگیری کنند
هر ابزار راه هوایی اندیکاسیون و محدودیت خاص خود را دارد
قضاوت بالینی پرستار، مهمترین عامل در انتخاب روش مناسب است
در ICU، راه هوایی را مدیریت نمیکنیم تا نفس بکشد؛ مدیریت میکنیم تا زنده بماند.
وضعیتدهی بیمار یکی از سادهترین، در دسترسترین و در عین حال حیاتیترین مداخلات برای حفظ راه هوایی است؛ مداخلهای که اگر درست انجام شود میتواند از انسداد راه هوایی، آسپیراسیون و حتی نیاز به اقدامات تهاجمی پیشگیری کند، و اگر نادیده گرفته شود، بیمار را بهسرعت وارد فاز بحران کند.
در ICU، وضعیتدهی یک اقدام مراقبتی «ساکن» نیست، بلکه بخشی از پایش مداوم راه هوایی محسوب میشود.
راه هوایی فوقانی بهشدت تحت تأثیر جاذبه، تون عضلانی و سطح هوشیاری است. در بیماران بحرانی:
کاهش سطح هوشیاری ⟶ شلشدن عضلات زبان و حلق
زبان و بافت نرم ⟶ تمایل به افتادن به عقب
ترشحات ⟶ تجمع در حلق و افزایش خطر انسداد و آسپیراسیون
در این شرایط، حتی بدون وجود بیماری اولیهی تنفسی، وضعیت نامناسب سر و تنه میتواند به انسداد راه هوایی منجر شود.
این وضعیت، استاندارد پایه برای اکثر بیماران ICU است.
کاهش افتادن زبان به عقب
تسهیل تخلیه ترشحات
کاهش خطر آسپیراسیون
بهبود تطابق تهویه–پرفیوژن
در بیماران:
با کاهش سطح هوشیاری
دریافتکننده داروهای سداتیو
در معرض تهوع یا تغذیه از راه لوله
این وضعیت نه یک انتخاب، بلکه اقدام ایمنی ضروری است.
📌 خطای رایج: صاف خواباندن بیمار صرفاً برای راحتی یا انجام مراقبتها و فراموشکردن بازگرداندن Head-up
در بیماران غیرلولهگذاریشده با کاهش سطح هوشیاری، وضعیت جانبی میتواند نقش نجاتدهنده داشته باشد.
کاهش خطر آسپیراسیون ترشحات یا محتویات معده
جلوگیری از انسداد راه هوایی توسط زبان
تسهیل خروج ترشحات دهانی
این وضعیت بهویژه در شرایطی که بیمار:
قادر به محافظت فعال از راه هوایی نیست
دچار تهوع، استفراغ یا ترشحات زیاد است
باید جدی گرفته شود.
⚠️ توجه: وضعیت جانبی جایگزین پایش مداوم نیست و نیاز به ارزیابی مکرر دارد.
حتی در بیمارانی که لولهگذاری شدهاند یا روی ونتیلاتور هستند، وضعیت نامناسب سر و گردن میتواند باعث:
خمشدن یا جابهجایی لوله
افزایش مقاومت راه هوایی
اختلال در تهویه مؤثر
اصول کلیدی:
سر در وضعیت نترال (نه فلکشن شدید، نه اکستنشن بیشازحد)
استفاده صحیح از بالش یا رول مناسب
بررسی تقارن و عدم فشار موضعی
📌 اشتباه شایع: تصور اینکه «وجود لوله تراشه یعنی راه هوایی دیگر مسئله نیست»
در این بیماران:
Head tilt–Chin lift ممنوع است
حفظ محور سر–گردن–تنه اولویت دارد
در صورت نیاز به باز نگهداشتن راه هوایی، Jaw thrust ترجیح داده میشود
در این شرایط، وضعیتدهی باید با حداکثر احتیاط و هماهنگی تیمی انجام شود.
رها کردن بیمار سدیتشده بهصورت صاف و بدون نظارت
تغییر وضعیت برای پروسیجر و عدم اصلاح مجدد آن
تمرکز بر عدد SpO₂ و نادیدهگرفتن وضعیت سر و گردن
تصور اینکه وضعیتدهی فقط مسئلهی راحتی بیمار است
در ICU، وضعیتدهی مداخلهی ایمنی است، نه رفاهی.
پرستار ICU باید:
وضعیت بدن را بخشی از ارزیابی راه هوایی بداند
پس از هر تغییر سطح هوشیاری یا دارو، وضعیت را بازبینی کند
بداند که اصلاح سادهی وضعیت میتواند از یک بحران جلوگیری کند
وضعیتدهی را مستند و بهصورت تیمی پیگیری کند
راه هوایی بدون وضعیت مناسب، پایدار نیست
Head-up سادهترین و مؤثرترین اقدام پیشگیرانه است
وضعیت جانبی در بیماران غیرهوشیار میتواند جان بیمار را نجات دهد
پرستار مسئول اصلی پایش و اصلاح مداوم وضعیت بدن است
در ICU، گاهی یک تنظیم سادهی وضعیت سر و بدن، مهمتر از پیشرفتهترین تجهیزات است.
ساکشن راه هوایی یک مداخلهی درمانی–مراقبتی است که با هدف خارجکردن ترشحات، خون، استفراغ یا هر عامل مسدودکننده از راه هوایی انجام میشود تا عبور هوا تسهیل شود و تهویه و اکسیژناسیون مؤثر باقی بماند.
در ICU، ساکشن نه یک اقدام روتین و مکانیکی، بلکه یک تصمیم بالینی مبتنی بر ارزیابی دقیق پرستار است.
ساکشن زمانی معنا دارد که راه هوایی یا تهویهی مؤثر بهطور واقعی تهدید شده باشد؛ نه صرفاً به این دلیل که «نوبت ساکشن است».
راه هوایی در بیمار بحرانی اغلب با چالشهایی مواجه است که خود بیمار قادر به مدیریت آنها نیست، از جمله:
کاهش یا فقدان رفلکس سرفه
افزایش ترشحات بهعلت عفونت، التهاب یا ونتیلاسیون
ضعف عضلات تنفسی
وجود لوله تراشه یا تراکئوستومی
در این شرایط، تجمع ترشحات میتواند منجر به:
افزایش مقاومت راه هوایی
اختلال تهویه
کاهش اکسیژناسیون
افزایش خطر انسداد یا آسپیراسیون
ساکشن با حذف این عوامل، بهطور موقت راه هوایی را پاکسازی میکند؛ اما جایگزین مراقبتهای پایه، وضعیتدهی مناسب یا تهویهی صحیح نیست.
یکی از اشتباهات رایج آموزشی، ارائهی ساکشن بهعنوان یک اقدام ساده و کمخطر است. در واقع:
ساکشن میتواند باعث:
هیپوکسی گذرا
تحریک واگ و برادیکاردی
افزایش یا کاهش فشار خون
افزایش ICP (بهویژه در بیماران نورولوژیک)
آسیب مخاط راه هوایی
به همین دلیل، اندیکاسیون ساکشن باید بالینی باشد، نه زمانی یا روتین.
📌 اصل مهم:
هر ساکشنی که لازم نباشد، یک مداخلهی بالقوه آسیبزا است.
از دید پرستاری ICU، ساکشن یعنی:
«یک مداخلهی هدفمند، کوتاهمدت و مبتنی بر شواهد برای حفظ باز بودن راه هوایی، که تنها زمانی انجام میشود که بیمار بهطور مستقل قادر به پاکسازی راه هوایی خود نباشد.»
این تعریف تأکید میکند بر:
ضرورت ارزیابی قبل از اقدام
پایش دقیق حین و بعد از ساکشن
اولویت ایمنی بیمار بر سرعت یا روتین بودن کار
ممکن است:
SpO₂ طبیعی باشد
RR تغییر واضحی نداشته باشد
اما بیمار:
صدای خِرخِر داشته باشد
ترشحات قابلمشاهده در لوله یا دهان داشته باشد
افزایش تلاش تنفسی نشان دهد
در این شرایط، قضاوت بالینی پرستار از مانیتور مهمتر است. برعکس، انجام ساکشن صرفاً بهدلیل افت خفیف SpO₂ بدون شواهد انسداد، میتواند غیرضروری و آسیبزا باشد.
تلقی ساکشن بهعنوان اقدام روتین شیفت
انجام ساکشن بدون ارزیابی راه هوایی
ساکشن بیشازحد یا طولانی
نادیدهگرفتن عوارض همودینامیک و عصبی
ساکشن راه هوایی یک مداخلهی ضروری اما پرخطر بالقوه است
اندیکاسیون آن بالینی است، نه زمانی
هدف ساکشن، حفظ تهویه و ایمنی راه هوایی است، نه تمیزکاری روتین
پرستار ICU مسئول تشخیص نیاز، اجرای ایمن و پایش عوارض ساکشن است
در مراقبتهای ویژه، ساکشن را انجام نمیدهیم چون میتوانیم؛ انجام میدهیم چون بیمار واقعاً به آن نیاز دارد.
تعیین زمان مناسب ساکشن در ICU یک تصمیم بالینی حساس است. ساکشن نه باید با تأخیر انجام شود و نه بهصورت روتین و از پیشتعیینشده. اصل اساسی این است که ساکشن بر اساس نیاز واقعی راه هوایی انجام میشود، نه بر اساس ساعت، شیفت یا عادت کاری. تشخیص این زمان، بیش از هر چیز به قضاوت بالینی پرستار وابسته است.
هر زمان که ترشحات یا عوامل داخل راه هوایی، تهویه مؤثر یا ایمنی بیمار را تهدید کنند، زمان ساکشن فرا رسیده است.
این تهدید ممکن است واضح باشد یا بسیار ظریف و در حال شکلگیری؛ و دقیقاً همینجا نقش پرستار ICU حیاتی میشود.
این علائم معمولاً معتبرتر از هر عدد مانیتوری هستند:
شنیدهشدن صدای خِرخِر، رالهای درشت یا صدای ترشحات
مشاهدهی ترشحات در دهان، حلق، لوله تراشه یا مدار ونتیلاتور
ناتوانی بیمار در سرفه یا پاکسازی ترشحات
افزایش تلاش تنفسی یا استفاده از عضلات فرعی
بیقراری، اضطراب یا تغییر ناگهانی رفتار بیمار
افت سطح هوشیاری همراه با تجمع ترشحات
📌 نکتهی بالینی:
ممکن است هنوز SpO₂ طبیعی باشد، اما راه هوایی عملاً در حال بستهشدن است.
در بیماران تحت تهویه مکانیکی، برخی تغییرات میتوانند نشانهی نیاز به ساکشن باشند:
افزایش Peak Airway Pressure بدون علت واضح دیگر
کاهش Tidal Volume تحویلی
تغییر شکل یا دامنهی نمودارهای Flow و Pressure
افزایش PaCO₂ یا شواهد احتباس CO₂
در این شرایط، ساکشن میتواند بخشی از حل مشکل باشد، اما همیشه باید در کنار سایر علل احتمالی بررسی شود (مانند خمشدن لوله، برونکواسپاسم یا پنوموتوراکس).
در برخی موقعیتها، حتی اگر ساکشن فوراً انجام نشود، آمادگی برای آن ضروری است:
پس از تغییر وضعیت بیمار
بعد از کاهش یا افزایش دوز داروهای سداتیو
قبل و بعد از اکستوبیشن
هنگام افت سطح هوشیاری
در حین یا پس از فیزیوتراپی تنفسی
⚠️ نکتهی ایمنی:
آمادگی برای ساکشن بهمعنای انجام خودکار آن نیست؛ بلکه بهمعنای پایش دقیق و واکنش سریع در صورت بروز نیاز است.
دانستن زمان «انجام ندادن ساکشن» بهاندازهی دانستن زمان انجام آن مهم است.
ساکشن نباید صرفاً به دلایل زیر انجام شود:
شروع شیفت یا تحویل بیمار
قبل از مستندسازی روتین
فقط بهدلیل افت خفیف SpO₂ بدون شواهد ترشحات
بر اساس برنامهی زمانی ثابت (مثلاً هر ۲ ساعت)
این موارد نمونهای از ساکشن غیرضروری هستند که میتوانند به بیمار آسیب بزنند.
صبر کردن تا افت شدید SpO₂
انجام ساکشن پیشگیرانه بدون علامت
نادیدهگرفتن علائم رفتاری بیمار
انجام ساکشن مکرر بدون بازبینی علت اصلی ترشحات
پرستار باید بتواند:
بین «ترشحات قابلتحمل» و «ترشحات خطرناک» تمایز قائل شود
تغییرات تدریجی را قبل از بحران تشخیص دهد
بداند که ساکشن یک ابزار حمایتی است، نه درمان علت
اثر ساکشن را بعد از انجام آن ارزیابی و مستند کند
زمان مناسب ساکشن بر اساس علائم بالینی و تهدید راه هوایی تعیین میشود
مانیتور ابزار کمکی است، نه معیار اصلی تصمیم
ساکشن زودهنگامِ غیرضروری و دیرهنگامِ اضطراری هر دو خطرناکاند
قضاوت بالینی پرستار کلید انتخاب زمان درست است
در ICU، بهترین ساکشن، ساکشنی است که دقیقاً در زمان درست و فقط به اندازهی لازم انجام شود.
ساکشن، اگرچه در ICU یک مداخلهی ضروری برای حفظ راه هوایی است، اما در صورت انجام نامناسب میتواند خود به منبع آسیب جدی برای بیمار تبدیل شود. در عمل بالینی، بخش قابلتوجهی از عوارض مرتبط با ساکشن نه به «اصل انجام آن»، بلکه به زمان، روش، مدت و دفعات نادرست برمیگردد. پرستار ICU باید ساکشن را بهعنوان یک مداخلهی پرخطر بالقوه بشناسد و با دقت اجرا کند.
شایعترین و در عین حال مهمترین عارضهی ساکشن نامناسب، هیپوکسی است.
مکانیسمها:
قطع موقت جریان هوا حین ساکشن
خارجشدن اکسیژن از راه هوایی همراه با ترشحات
ساکشن طولانی یا عمیق
پیامد بالینی:
افت SpO₂ (گاهی با تأخیر)
تشدید نارسایی تنفسی
خطر آسیب مغزی در بیماران پرخطر
📌 نکتهی بالینی:
هیپوکسی ممکن است بعد از پایان ساکشن ظاهر شود، نه حین آن.
تحریک راه هوایی بهویژه در ساکشن عمیق میتواند باعث فعالشدن رفلکس واگ شود.
پیامدها:
برادیکاردی
افت فشار خون
آریتمیها
در بیماران ناپایدار، حتی ایست قلبی
این عوارض بهویژه در بیماران:
هیپوکسیک
سالمند
مبتلا به بیماری قلبی
تحت سدیشن عمیق
بیشتر دیده میشوند.
در بیماران نورولوژیک، ساکشن نامناسب میتواند بسیار خطرناک باشد.
علل:
سرفهی شدید حین ساکشن
افزایش فشار داخل قفسه سینه
هیپوکسی ناشی از ساکشن
پیامد:
افزایش ICP
کاهش پرفیوژن مغزی
تشدید آسیب مغزی ثانویه
📌 به همین دلیل، ساکشن در بیماران نورولوژیک باید حداقلی، کوتاه و کاملاً هدفمند باشد.
ساکشن مکرر یا خشن میتواند باعث:
خراش مخاط
خونریزی راه هوایی
التهاب مزمن
افزایش ترشحات واکنشی
این آسیبها خود منجر به نیاز بیشتر به ساکشن میشوند و یک چرخهی معیوب ایجاد میکنند.
ساکشن غیراستریل یا بیشازحد میتواند:
سد دفاعی مخاط را تخریب کند
میکروارگانیسمها را به عمق راه هوایی منتقل کند
خطر پنومونی وابسته به ونتیلاتور (VAP) را افزایش دهد
📌 ساکشن زیاد ≠ راه هوایی تمیز
در بسیاری موارد، برعکس عمل میکند.
یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده اما مهم:
جایگزینکردن ساکشن بهجای اصلاح علت
وضعیتدهی نامناسب
هیدراسیون ناکافی
تهویه ناکارآمد
در این حالت، ساکشن تبدیل به یک عادت مراقبتی غلط میشود، نه یک مداخلهی درمانی.
ساکشن روتین بدون علامت
مدت طولانی هر نوبت ساکشن
تکرار بیشازحد در یک بازهی کوتاه
بیتوجهی به وضعیت همودینامیک و نورولوژیک بیمار
عدم ارزیابی قبل و بعد از ساکشن
پرستار باید:
اندیکاسیون واقعی ساکشن را تشخیص دهد
ساکشن را کوتاه، هدفمند و ایمن انجام دهد
بیمار را قبل، حین و بعد از ساکشن پایش کند
اثر ساکشن را ارزیابی و مستند کند
بهدنبال اصلاح علت ترشحات باشد، نه فقط حذف آنها
ساکشن نامناسب میتواند باعث هیپوکسی، آریتمی، افزایش ICP، خونریزی و عفونت شود
هرچه ساکشن غیرضروریتر باشد، خطر آن بیشتر است
ساکشن درمان نیست؛ ابزار موقت حفظ راه هوایی است
قضاوت بالینی پرستار، کلید پیشگیری از عوارض ساکشن است
در ICU، ساکشن خوب یعنی کم، کوتاه، بهموقع و با هدف مشخص؛ هر چیز غیر از این میتواند به بیمار آسیب بزند.
اکسیژندرمانی در ICU یکی از شایعترین اما در عین حال پُرخطرترین مداخلات حمایتی است. برخلاف تصور عمومی، اکسیژن «همیشه بیضرر» نیست و تجویز یا تنظیم نادرست آن میتواند بهاندازهی کمبود اکسیژن، برای بیمار آسیبزا باشد.
در مراقبتهای ویژه، اکسیژندرمانی درمان بیماری نیست؛ بلکه ابزاری برای حفظ اکسیژناسیون بافتی تا زمان اصلاح علت زمینهای است.
هدف اکسیژندرمانی، رسیدن به اکسیژناسیون کافی است، نه حداکثر اکسیژن ممکن.
اکسیژن زیاد ≠ اکسیژن بهتر
این اصل بهویژه در ICU اهمیت حیاتی دارد.
پرستار ICU باید همیشه بین این دو مفهوم تفاوت قائل شود:
اکسیژناسیون: ورود O₂ به خون (SpO₂، PaO₂)
تهویه: خروج CO₂ از بدن (PaCO₂)
ممکن است:
SpO₂ طبیعی باشد اما بیمار دچار احتباس CO₂ شود
یا اکسیژن کافی داده شود ولی تهویه مؤثر وجود نداشته باشد
📌 خطای رایج: افزایش اکسیژن برای حل مشکلی که ریشهی تهویهای دارد.
اکسیژن زمانی اندیکاسیون دارد که:
شواهد هیپوکسمی واقعی وجود داشته باشد
یا بیمار در معرض خطر کاهش اکسیژناسیون باشد
این شواهد میتوانند شامل:
SpO₂ پایینتر از محدودهی هدف
علائم بالینی هیپوکسی (بیقراری، تاکیکاردی، دیسترس تنفسی)
شرایطی با مصرف بالای اکسیژن (سپسیس، شوک، تروما)
اکسیژن برای:
کاهش اضطراب
روتین شیفت
یا «احتیاط بیشازحد»
اندیکاسیون علمی ندارد.
در ICU، اکسیژن زیاد میتواند منجر به:
آسیب اکسیداتیو سلولی
تشدید آسیب ریوی
جذب آتلکتازی (Absorption atelectasis)
افزایش مرگومیر در برخی گروههای بیماران
در بیماران خاص (مانند COPD):
اکسیژن زیاد میتواند باعث احتباس CO₂ و نارسایی تنفسی شود
📌 بنابراین هدف، تنظیم اکسیژن بر اساس محدودهی هدف است، نه اشباع ۱۰۰٪.
پرستار ICU مسئول موارد زیر است:
انتخاب روش مناسب اکسیژندرمانی (Low-flow، High-flow، ونتیلاتوری)
تنظیم دوز اکسیژن بر اساس پاسخ بیمار
پایش مداوم:
وضعیت تنفسی
سطح هوشیاری
علائم احتباس CO₂
کاهش تدریجی اکسیژن در صورت بهبود وضعیت
اکسیژندرمانی بدون پایش فعال، مداخلهای کورکورانه محسوب میشود.
بالا نگهداشتن FiO₂ بدون بازبینی
تمرکز صرف بر SpO₂ و نادیدهگرفتن وضعیت بالینی
عدم توجه به خطرات اکسیژن در بیماران خاص
جایگزینکردن اکسیژن بهجای درمان علت اصلی دیسترس
در ICU، اکسیژندرمانی اغلب پل نجات است، نه مقصد نهایی.
اگر بیمار برای حفظ SpO₂ مناسب نیازمند اکسیژن بالا است، این یک علامت هشدار است، نه موفقیت درمانی.
اکسیژن دارو است؛ دوز، اندیکاسیون و عارضه دارد
هدف اکسیژندرمانی، اکسیژناسیون کافی با کمترین FiO₂ ممکن است
اکسیژن زیاد میتواند بهاندازهی اکسیژن کم خطرناک باشد
پرستار ICU نقش کلیدی در تنظیم، پایش و کاهش ایمن اکسیژن دارد
در مراقبتهای ویژه، اکسیژن را هوشمندانه بده، نه سخاوتمندانه.
نِیزال کانولا (Nasal Cannula) سادهترین و در عین حال پرکاربردترین روش اکسیژندرمانی در ICU است، اما «ساده بودن» آن نباید باعث دستکمگرفتن محدودیتها و خطراتش شود. در مراقبتهای ویژه، استفاده از نِیزال کانولا یک انتخاب بالینی آگاهانه است، نه یک اقدام پیشفرض.
نکتهی کلیدی این است که نِیزال کانولا اکسیژن میدهد، نه تهویه؛ بنابراین فقط در شرایط مشخص و بیماران منتخب ایمن و مؤثر است.
نِیزال کانولا:
اکسیژن با جریان کم (Low-flow) فراهم میکند
FiO₂ متغیر و غیرثابت ایجاد میکند (وابسته به الگوی تنفس بیمار)
هیچ حمایتی از راه هوایی یا تهویهی فعال انجام نمیدهد
بهطور معمول:
جریان ۱ تا ۶ لیتر در دقیقه
FiO₂ تقریبی حدود ۲۴ تا ۴۴٪
(اعداد تقریبیاند و به RR، VT و تنفس دهانی وابستهاند)
📌 نکتهی بالینی مهم:
FiO₂ واقعی در نِیزال کانولا قابل تضمین نیست.
نِیزال کانولا فقط زمانی انتخاب مناسبی است که سه شرط همزمان برقرار باشد:
سطح هوشیاری مناسب
توانایی بلع و سرفه
عدم خطر بالای آسپیراسیون
SpO₂ کمی پایینتر از هدف
بدون دیسترس تنفسی واضح
بدون افزایش شدید کار تنفس
در این شرایط، نِیزال کانولا میتواند اکسیژناسیون را بهصورت ملایم و ایمن بهبود دهد.
RR در محدودهی قابلقبول
شواهدی از احتباس CO₂ وجود ندارد
سطح هوشیاری پایدار است
📌 اگر مشکل اصلی بیمار تهویه باشد، نِیزال کانولا راهحل نیست.
بیماران پایدار پس از ICU یا در فاز بهبودی
بیماران پس از اکستوبیشن با وضعیت تنفسی پایدار
هیپوکسمی خفیف در بیماران بدون دیسترس
بیمارانی که تحمل ماسک را ندارند
مراقبت حمایتی کوتاهمدت در بیماران هوشیار
در این موارد، نِیزال کانولا کمتهاجمی، قابلتحمل و کارآمد است.
نِیزال کانولا نباید در شرایط زیر بهعنوان درمان اصلی استفاده شود:
دیسترس تنفسی متوسط تا شدید
RR بالا یا خستگی عضلات تنفسی
افت سطح هوشیاری
خطر بالای انسداد راه هوایی
نیاز به FiO₂ بالا یا پایدار
📌 خطای رایج:
افزایش لیتر اکسیژن از طریق نِیزال کانولا در بیماری که اساساً به حمایت تهویهای نیاز دارد.
پرستار باید:
قبل از انتخاب نِیزال کانولا، راه هوایی و تهویه را ارزیابی کند
پاسخ بیمار را نهفقط با SpO₂، بلکه با وضعیت بالینی بسنجد
بداند چه زمانی نِیزال کانولا دیگر کافی نیست
بهموقع escalation درمان (ماسک، HFNC، NIV یا ونتیلاتور) را گزارش کند
نِیزال کانولا اگر بیشازحد نگه داشته شود، میتواند تشخیص دیرهنگام وخامت بیمار را رقم بزند.
استفاده از نِیزال کانولا بهعنوان «امنترین گزینه» در هر شرایط
تمرکز صرف بر SpO₂ و نادیدهگرفتن RR و کار تنفس
تأخیر در تغییر روش اکسیژندرمانی
تصور اینکه بیمار «چون حرف میزند» پس وضعیتش امن است
نِیزال کانولا ابزار مناسب برای هیپوکسمی خفیف در بیمار پایدار است
این روش تهویه یا محافظت از راه هوایی ایجاد نمیکند
FiO₂ آن متغیر و غیرقابل تضمین است
تصمیم ادامه یا قطع آن، کاملاً بالینی و پویاست
در ICU، نِیزال کانولا انتخاب خوب است؛ اما فقط برای بیمار درست، در زمان درست.
ماسک ساده یکی از روشهای رایج اکسیژندرمانی با جریان کم تا متوسط (Low–Moderate flow) در ICU است که نسبت به نِیزال کانولا، FiO₂ بالاتری فراهم میکند؛ اما همچنان یک روش حمایتی محدود محسوب میشود.
در مراقبتهای ویژه، ماسک ساده نه یک راهحل نهایی است و نه بیخطر؛ بلکه یک انتخاب موقتی و وابسته به شرایط بالینی بیمار است.
ماسک ساده:
اکسیژن را از طریق پوشاندن دهان و بینی منتقل میکند
بخشی از هوای بازدمی را با اکسیژن مخلوط میکند
تهویه فعال ایجاد نمیکند
از راه هوایی محافظت نمیکند
ویژگیهای معمول:
جریان اکسیژن: حدود ۵ تا ۱۰ لیتر در دقیقه
FiO₂ تقریبی: ۴۰ تا ۶۰٪ (متغیر و غیرثابت)
📌 نکتهی ایمنی مهم:
جریان کمتر از ۵ لیتر در دقیقه میتواند باعث بازدم مجدد CO₂ شود.
ماسک ساده زمانی انتخاب مناسبی است که:
هیپوکسمی خفیف تا متوسط
SpO₂ با نِیزال کانولا به هدف نمیرسد
هنوز نیاز به روشهای پیشرفتهتر وجود ندارد
هوشیار یا نیمههوشیار
توانایی محافظت از راه هوایی
بدون خطر بالای آسپیراسیون
RR قابلقبول
بدون خستگی واضح عضلات تنفسی
بدون شواهد احتباس CO₂
در این شرایط، ماسک ساده میتواند پل موقت حمایتی باشد.
تشدید خفیف هیپوکسمی در بیماران پایدار
پس از اکستوبیشن در بیمار هوشیار با نیاز اکسیژن بیشتر
دورههای کوتاه حمایتی (مثلاً حین جابجایی یا پروسیجر)
بیمارانی که تحمل نِیزال کانولا ندارند
ماسک ساده نباید در شرایط زیر بهعنوان درمان اصلی استفاده شود:
دیسترس تنفسی متوسط تا شدید
RR بالا یا نشانههای خستگی تنفسی
افت سطح هوشیاری
خطر آسپیراسیون
نیاز به FiO₂ بالا و پایدار
📌 خطای شایع ICU:
نگهداشتن بیمار بدحال روی ماسک ساده صرفاً بهدلیل اینکه SpO₂ «فعلاً قابلقبول» است.
FiO₂ ماسک ساده دقیق و قابلکنترل نیست
نشت از اطراف ماسک میتواند اکسیژن مؤثر را کاهش دهد
صحبتکردن، باز کردن ماسک یا تنفس دهانی، اثربخشی را کم میکند
ماسک ساده درمان نارسایی تنفسی نیست؛ فقط زمان میخرد
پرستار ICU باید:
بداند ماسک ساده مرحلهی میانی اکسیژندرمانی است
پاسخ بیمار را فراتر از SpO₂ (RR، کار تنفس، هوشیاری) پایش کند
از بازدم مجدد CO₂ با تنظیم صحیح جریان جلوگیری کند
بهموقع تشخیص دهد که ماسک ساده دیگر کافی نیست
escalation درمان (Venturi، HFNC، NIV) را بدون تأخیر گزارش کند
استفاده از ماسک ساده با جریان پایین
تأخیر در تغییر روش در بیمار رو به وخامت
تمرکز صرف بر عدد اشباع
استفاده طولانیمدت بدون بازبینی بالینی
ماسک ساده FiO₂ بیشتری از نِیزال کانولا میدهد، اما محدود است
تهویه یا محافظت از راه هوایی ایجاد نمیکند
فقط در بیمار پایدار با هیپوکسمی خفیف تا متوسط مناسب است
نقش آن اغلب موقتی و گذرا است
در ICU، ماسک ساده ابزار مفیدی است؛ اما فقط تا زمانی که بدانی چه زمانی باید از آن عبور کنی.
ماسک NRB یکی از قویترین روشهای اکسیژندرمانی غیرتهاجمی کوتاهمدت در ICU است. این ماسک میتواند در زمان مناسب، حیات بیمار را حفظ کند؛ اما اگر بهاشتباه یا بیشازحد استفاده شود، ممکن است تشخیص وخامت بیمار را به تأخیر بیندازد.
درک صحیح اندیکاسیونها و محدودیتهای NRB برای پرستار ICU حیاتی است.
NRB با استفاده از:
یک مخزن (Reservoir bag)
و سوپاپهای یکطرفه
امکان تحویل FiO₂ بالا (تقریباً ۶۰ تا ۹۰٪) را فراهم میکند، مشروط بر اینکه:
جریان اکسیژن کافی باشد
مخزن همیشه قبل از دم بیمار پُر بماند
ویژگیهای کلیدی:
جریان معمول: ۱۰ تا ۱۵ لیتر در دقیقه
تهویه فعال ایجاد نمیکند
از راه هوایی محافظت نمیکند
حمایت کوتاهمدت و پلمانند است
📌 نکتهی ایمنی مهم:
اگر مخزن حین دم بیمار جمع شود، اکسیژنرسانی مؤثر مختل شده است.
NRB زمانی استفاده میشود که بیمار نیاز فوری به اکسیژن با غلظت بالا دارد اما هنوز شرایط لولهگذاری یا NIV فراهم نشده یا در حال آمادهسازی است.
SpO₂ بهطور قابلتوجه زیر هدف
شواهد دیسترس تنفسی
نیاز فوری به افزایش FiO₂
در این شرایط، NRB میتواند زمان حیاتی بخرد.
تروما
شوک
سپسیس با هیپوکسمی
آمبولی ریه مشکوک
بدحالی حاد با علت در حال بررسی
NRB در این موارد درمان نیست؛ حمایت موقت است.
یکی از کاربردهای بسیار مهم NRB:
افزایش ذخیره اکسیژن
کاهش خطر هیپوکسی حین انتوباسیون
افزایش زمان امن آپنه
📌 این کاربرد کاملاً شواهدمحور و حیاتی است.
در انتقال داخل یا خارج ICU:
NRB میتواند اکسیژناسیون را در کوتاهمدت پایدار نگه دارد
به شرط پایش دقیق و محدود بودن زمان استفاده
NRB نباید بهعنوان راهحل پایدار در نظر گرفته شود.
FiO₂ بالا ولی غیرقابلکنترل دقیق
عدم حمایت از تهویه
عدم محافظت از راه هوایی
خطر تأخیر در تصمیمگیریهای حیاتی
📌 خطای شایع ICU:
نگهداشتن بیمار بدحال روی NRB بهمدت طولانی صرفاً چون SpO₂ «بهتر شده».
SpO₂ مناسب روی NRB بهمعنای ثبات بیمار نیست
اگر بیمار با NRB:
RR بالا دارد
خسته بهنظر میرسد
سطح هوشیاری در حال افت است
باید فوراً به روشهای پیشرفتهتر فکر کرد (HFNC، NIV، انتوباسیون).
پرستار ICU باید:
از پر بودن مداوم مخزن مطمئن شود
جریان اکسیژن را کمتر از حد ایمن تنظیم نکند
بیمار را از نظر RR، کار تنفس، هوشیاری و همودینامیک پایش کند
NRB را بهعنوان پل زمانی کوتاهمدت ببیند، نه مقصد
بهموقع escalation درمان را اعلام کند
NRB اگر بیشازحد نگه داشته شود، میتواند فرصت نجات بیمار را بسوزاند.
استفاده با جریان ناکافی
عدم توجه به خالیشدن مخزن
استفاده طولانیمدت بدون برنامهی بعدی
تمرکز صرف بر SpO₂
نادیدهگرفتن علائم خستگی تنفسی
ماسک NRB اکسیژن با غلظت بالا فراهم میکند، اما محدود و موقتی است
اندیکاسیون اصلی آن هیپوکسمی شدید و شرایط اورژانسی کوتاهمدت است
NRB تهویه یا محافظت راه هوایی ایجاد نمیکند
پرستار ICU نقش کلیدی در جلوگیری از استفادهی طولانی و خطرناک آن دارد
در ICU، NRB ابزار نجات لحظهای است؛ نه راهحل نهایی.
آئروسلتراپی به معنای رساندن دارو به راههای هوایی بهصورت ذرات معلق قابلتنفس است؛ روشی که در ICU بسیار رایج، اما در عین حال بهشدت وابسته به تکنیک صحیح، انتخاب بیمار مناسب و پایش بالینی دقیق است. برخلاف تصور سادهانگارانه، آئروسلتراپی صرفاً «روشنکردن نبولایزر» نیست؛ بلکه یک مداخلهی درمانی با اثربخشی متغیر و خطاهای بالقوهی جدی است.
هدف اصلی آئروسلتراپی:
رساندن دارو مستقیم به راههای هوایی تحتانی
با حداقل عوارض سیستمیک
و حداکثر اثربخشی موضعی
داروهای شایع شامل:
برونکودیلاتورها
کورتیکواستروئیدهای استنشاقی
موکولیتیکها
آنتیبیوتیکهای استنشاقی (در شرایط خاص)
📌 نکتهی مهم:
اثر داروی آئروسلشده به رسیدن واقعی ذرات به محل هدف بستگی دارد، نه صرفاً تجویز دارو.
ذرات بزرگ ⟶ رسوب در دهان و حلق
ذرات بسیار ریز ⟶ بازدم بدون رسوب
محدودهی مؤثر: معمولاً ۱ تا ۵ میکرون
اندازهی ذره مستقیماً به:
نوع دستگاه
جریان گاز
تکنیک استفاده
وابسته است.
برای اثربخشی مناسب:
دم آرام و عمیق
نگهداشت کوتاه دم (در صورت امکان)
در بیماران ICU:
تنفس سطحی، سریع یا نامنظم
میتواند بهشدت اثربخشی را کاهش دهد.
📌 در بیمار خسته یا دچار دیسترس، آئروسلتراپی ممکن است تقریباً بیاثر باشد.
راه هوایی پر از ترشحات ⟶ مانع رسیدن دارو
ساکشن در صورت نیاز، قبل از آئروسلتراپی منطقیتر از بعد از آن است
آئروسلتراپی زمانی بیشترین فایده را دارد که:
بیمار تهویهی خودبهخودی مؤثر دارد
راه هوایی نسبتاً باز است
هدف، درمان راه هوایی است (نه جبران هیپوکسی شدید)
Nebulizer
MDI با Spacer
سیستمهای خاص برای بیماران ونتیله
هرکدام محدودیت و کاربرد خاص خود را دارند.
📌 خطای رایج:
استفاده از یک روش واحد برای همهی بیماران ICU.
آئروسلتراپی نباید باعث افت اکسیژناسیون شود
در بیماران ونتیله، تنظیمات و محل اتصال اهمیت حیاتی دارد
قطع یا تغییر نادرست مدار میتواند خطرناک باشد
آئروسلتراپی همیشه بیخطر نیست:
برونکواسپاسم پارادوکسیک
تاکیکاردی یا ترمور (برونکودیلاتورها)
تحریک راه هوایی و سرفه
افزایش تولید ترشحات
انتشار ذرات عفونی در محیط (اهمیت کنترل عفونت)
در بیماران ناپایدار:
خستگی تنفسی
تشدید دیسترس
ممکن است رخ دهد.
تجویز آئروسلتراپی بدون اندیکاسیون واضح
عدم ارزیابی پاسخ بیمار بعد از درمان
انجام آئروسلتراپی در بیمار با راه هوایی ناپایدار
نادیدهگرفتن خطرات عفونی برای کادر درمان
تکرار درمان بدون اصلاح علت زمینهای
پرستار ICU مسئول:
تشخیص اینکه آیا بیمار واقعاً کاندید آئروسلتراپی هست یا نه
اجرای صحیح و ایمن درمان
پایش پاسخ بالینی (نه فقط انجام دستور)
تشخیص عدم اثربخشی و گزارش بهموقع
رعایت اصول کنترل عفونت و ایمنی محیط
آئروسلتراپی اگر درست انجام شود، درمان مؤثر است؛
اگر نادرست انجام شود، فقط زمان و انرژی بیمار را هدر میدهد.
آئروسلتراپی رساندن دارو به راه هوایی است، نه صرفاً تجویز دارو
اثربخشی آن وابسته به بیمار، دستگاه و تکنیک است
در بیمار ناپایدار یا با راه هوایی مسدود، ممکن است بیاثر یا خطرناک باشد
پرستار ICU نقش کلیدی در اجرای صحیح و ارزیابی پاسخ دارد
در ICU، هر آئروسل مؤثر نتیجهی یک تصمیم بالینی درست است، نه یک اقدام روتین.
در ICU، انتخاب داروی آئروسلشده باید هدفمند، مبتنی بر پاتوفیزیولوژی بیمار و با انتظار واقعبینانه از اثر درمان باشد. آئروسلتراپی قرار نیست «همهی مشکلات تنفسی» را حل کند؛ هر دارو اندیکاسیون مشخص، اثر مورد انتظار و عوارض بالقوه دارد. نقش پرستار ICU، اجرای دقیق، پایش پاسخ و تشخیص عدماثربخشی یا بروز عارضه است.
نمونهها: سالبوتامول (آلبوترول)، لوالبوترول
هدف: شلکردن عضلات صاف برونش و کاهش برونکواسپاسم
اندیکاسیونهای بالینی:
آسم حاد
تشدید COPD
برونکواسپاسم پس از انتوباسیون یا ساکشن
ویزینگ همراه با افزایش کار تنفس
نکات ایمنی و پرستاری:
پایش HR و ریتم قلب (تاکیکاردی، آریتمی)
توجه به لرزش، اضطراب، هیپوکالمی
اگر پس از چند نوبت پاسخ بالینی وجود ندارد، ادامهی کورکورانه منطقی نیست
📌 خطای رایج: تجویز روتین بتا۲ آگونیست در بیماری که مشکل اصلی او ترشحات یا نارسایی تهویه است.
نمونهها: ایپراتروپیوم
هدف: کاهش تون واگ و ترشح مخاطی، کمک به برونکودیلاتاسیون
اندیکاسیونها:
COPD (بهتنهایی یا همراه بتا۲ آگونیست)
بیمارانی که پاسخ ناکافی به بتا۲ آگونیست دارند
نکات بالینی:
شروع اثر کندتر از بتا۲ آگونیست
عوارض سیستمیک کمتر
در ترکیب با سالبوتامول، اثر افزایشی دارد
نمونهها: بودزوناید
هدف: کاهش التهاب راه هوایی (نه تسکین فوری)
اندیکاسیونها:
آسم
COPD با مؤلفهی التهابی
پیشگیری از تشدید مکرر (نه درمان اورژانسی)
نکات مهم ICU:
اثر آن تدریجی است، نه فوری
جایگزین کورتیکواستروئید سیستمیک در بحران حاد نیست
شستوشوی دهان (در بیماران هوشیار) برای کاهش عوارض موضعی توصیه میشود
📌 انتظار غیرواقعی: بهبود فوری دیسترس حاد پس از یک دوز استنشاقی.
هدف: کاهش ویسکوزیتهی ترشحات غلیظ
اندیکاسیونهای انتخابی:
ترشحات بسیار غلیظ و چسبنده
بیماران با ناتوانی در پاکسازی ترشحات
هشدار بالینی:
میتواند باعث برونکواسپاسم شود
در بیمار با راه هوایی ناپایدار یا ویزینگ فعال، با احتیاط زیاد
📌 NAC داروی روتین ICU نیست؛ مصرف بیرویه میتواند وضعیت را بدتر کند.
هدف: مرطوبسازی و کمک به تحرک ترشحات
نکات بالینی:
شواهد اثربخشی متغیر است
نباید جایگزین هیدراسیون مناسب یا فیزیوتراپی تنفسی شود
نمونهها: توبرامایسین استنشاقی
کاربردها:
بیماران منتخب با کلونیزاسیون یا عفونت خاص
تحت نظر تیم تخصصی و پروتکل مشخص
📌 این گروه برای استفادهی روتین ICU نیست و نیاز به اندیکاسیون دقیق دارد.
دارو باید به محل هدف برسد؛ راه هوایی پر از ترشح = اثربخشی کم
پاسخ بالینی باید ارزیابی شود (صداهای ریوی، RR، کار تنفس)، نه فقط انجام دستور
بروز عارضه باید فعالانه پایش شود
عدم پاسخ = بازنگری تشخیص یا روش، نه تکرار بیپایان
پرستار ICU باید:
بداند هر دارو برای چه مشکلی است و برای چه مشکلی نیست
پاسخ واقعی بیمار را تشخیص دهد
عوارض قلبی–تنفسی را زود تشخیص دهد
از ادامهی درمان بیاثر جلوگیری کند
یافتهها را دقیق مستند و گزارش کند
داروهای آئروسل هرکدام هدف مشخص دارند؛ «همهکاره» نیستند
برونکودیلاتورها برای برونکواسپاسماند، نه هر دیسترس تنفسی
کورتیکواستروئید استنشاقی اثر فوری ندارد
موکولیتیکها انتخابی و پرخطر بالقوهاند
قضاوت بالینی پرستار تعیین میکند آئروسلتراپی درمان مؤثر باشد یا اتلاف وقت
در ICU، داروی درست + بیمار درست + زمان درست = آئروسل مؤثر.
در ICU، اکسیژندرمانی اگرچه حیاتی است، اما بیشازحد بودن آن یک مداخلهی بیخطر نیست. شواهد نشان میدهند که هیپراکسی میتواند همانقدر که هیپوکسی آسیبزاست، به بیمار صدمه بزند. نکتهی کلیدی این است که هدف، اکسیژناسیون کافی است نه اشباع حداکثری. پرستار ICU نقش محوری در تشخیص، پیشگیری و اصلاح اکسیژندرمانی بیشازحد دارد.
اکسیژن دارو است؛ دوز، اندیکاسیون و عارضه دارد.
قرارگیری طولانیمدت در FiO₂ بالا میتواند باعث:
تولید رادیکالهای آزاد
آسیب اپیتلیوم آلوئولی
افزایش نفوذپذیری مویرگی
تشدید التهاب ریوی
پیامد بالینی: بدترشدن تطابق تهویه–پرفیوژن، کاهش کامپلاینس ریه و طولانیشدن نیاز به حمایت تنفسی.
📌 نکتهی بالینی:
بدترشدن وضعیت ریوی در بیماری که FiO₂ بالا دریافت میکند، همیشه «پیشرفت بیماری» نیست؛ ممکن است عارضهی درمان باشد.
FiO₂ بالا باعث:
جایگزینی نیتروژن با اکسیژن در آلوئولها
جذب سریع اکسیژن
کلاپس آلوئولها
نتیجه: کاهش سطح تبادل گاز، افزایش شنت و بدترشدن اکسیژناسیون—پارادوکسیک اما واقعی.
هیپراکسی میتواند موجب:
وازوکانستریکشن عروق کرونر
کاهش برونده قلبی
افزایش پسبار بطن چپ
در بیماران قلبی یا پس از ایست قلبی، این اثرات میتوانند پرفیوژن بافتی را کاهش دهند؛ حتی اگر SpO₂ «عالی» بهنظر برسد.
کاهش جریان خون مغزی بهعلت وازوکانستریکشن
تشدید آسیب ثانویهی مغزی در بیماران نورولوژیک
ارتباط با پیامدهای نامطلوب پس از ایست قلبی در صورت هیپراکسی پایدار
📌 بنابراین در بیماران مغزی، کنترل دقیق FiO₂ اهمیت دوچندان دارد.
در بیماران COPD یا مستعد هیپوونتیلاسیون:
اکسیژن زیاد میتواند محرک تنفسی را کاهش دهد
عدم تطابق V/Q را بدتر کند
منجر به افزایش PaCO₂ و اسیدوز تنفسی شود
⚠️ SpO₂ بالا، تضمینکنندهی تهویهی مناسب نیست.
اختلال در عملکرد مژکها
تغییر فلور طبیعی
افزایش آسیب مخاطی
این عوامل میتوانند ریسک عفونتهای ریوی را افزایش دهند، بهویژه در بیماران ونتیله.
رها کردن FiO₂ بالا پس از بهبود اولیه
تمرکز صرف بر SpO₂ و نادیدهگرفتن PaO₂/بالین
استفادهی طولانیمدت از NRB یا FiO₂ بالا بدون برنامهی کاهش
«احتیاط بیشازحد» بدون بازبینی منظم
پرستار ICU باید:
محدودهی هدف SpO₂ بیمار را بداند (بیمارمحور)
پاسخ بالینی و گازهای خونی را پایش کند
FiO₂ را بهمحض امکان کاهش دهد
بین اکسیژناسیون و تهویه تمایز قائل شود
تغییرات را مستند و بهموقع گزارش کند
اکسیژندرمانی بدون بازبینی فعال، درمان ایمن نیست.
هیپراکسی یک خطر واقعی با پیامدهای ریوی، قلبی و عصبی است
SpO₂ بالا بهتنهایی معیار موفقیت نیست
هدف: کمترین FiO₂ برای رسیدن به اکسیژناسیون کافی
پرستار ICU نقش کلیدی در تنظیم، پایش و کاهش ایمن اکسیژن دارد
در ICU، اکسیژنِ درست یعنی بهاندازه، بهموقع و قابلکاهش؛ نه حداکثری و بیپایان.
هیپراکسی به معنای قرارگیری بیمار در سطحی از اکسیژن است که بیش از نیاز فیزیولوژیک بافتهاست. در ICU، هیپراکسی اغلب ناخواسته و بهدلیل «رها شدن اکسیژن بالا پس از عبور از فاز حاد» رخ میدهد. نکتهی کلیدی این است که عدد خوب روی مانیتور الزاماً به معنای وضعیت خوب بیمار نیست. هیپراکسی یک وضعیت خاموش اما آسیبزا است که پیامدهای آن میتواند سیستمیک و چندعضوی باشد.
اکسیژن اضافی درمان نیست؛ یک استرس بیولوژیک است.
هیپراکسی با افزایش رادیکالهای آزاد اکسیژن موجب:
آسیب اپیتلیوم آلوئولی
افزایش نفوذپذیری مویرگی
التهاب ریوی و کاهش کامپلاینس
تشدید عدم تطابق تهویه–پرفیوژن (V/Q)
پیامد بالینی: نیاز طولانیتر به اکسیژن یا ونتیلاسیون و دشوارتر شدن weaning.
📌 نکتهی بالینی: بدترشدن اکسیژناسیون در حضور FiO₂ بالا میتواند نتیجهی خودِ اکسیژن باشد.
FiO₂ بالا نیتروژن آلوئولی را حذف میکند؛ اکسیژن سریع جذب میشود و آلوئولها کلاپس میکنند.
نتیجه:
افزایش شنت
افت PaO₂ مؤثر
نیاز paradoxical به اکسیژن بیشتر
هیپراکسی سبب:
وازوکانستریکشن عروق کرونر و محیطی
افزایش پسبار بطن چپ
کاهش برونده قلبی
در بیماران قلبی یا پس از ایست قلبی، این تغییرات میتواند پرفیوژن بافتی را کاهش دهد حتی با SpO₂ بالا.
وازوکانستریکشن عروق مغزی
کاهش جریان خون مغزی
تشدید آسیب ثانویه در بیماران نورولوژیک
📌 در بیماران مغزی، کنترل دقیق FiO₂ و هدفگذاری محافظهکارانه SpO₂ حیاتی است.
در بیماران COPD یا مستعد هیپوونتیلاسیون:
اکسیژن زیاد میتواند محرک تنفسی را کاهش دهد
عدم تطابق V/Q را تشدید کند
باعث افزایش PaCO₂ و اسیدوز تنفسی شود
⚠️ SpO₂ بالا، تهویهی مناسب را تضمین نمیکند.
هیپراکسی میتواند:
عملکرد مژکها را مختل کند
مخاط را آسیبپذیرتر کند
ریسک عفونتهای ریوی (بهویژه در بیماران ونتیله) را افزایش دهد
NRB یا FiO₂ بالا بدون برنامهی کاهش
تمرکز صرف بر SpO₂ و نادیدهگرفتن بالین و ABG
«احتیاط بیشازحد» پس از بهبود اولیه
تأخیر در escalation/ de-escalation مبتنی بر پاسخ واقعی بیمار
پرستار ICU باید:
محدودهی هدف SpO₂ بیمارمحور را بداند و به آن پایبند باشد
بین اکسیژناسیون و تهویه تمایز قائل شود
FiO₂ را بهمحض امکان کاهش دهد
پاسخ بالینی، RR، کار تنفس و ABG را پایش کند
تغییرات را مستند و بهموقع گزارش کند
اکسیژندرمانی بدون بازبینی فعال، ایمن نیست.
هیپراکسی یک خطر واقعی با پیامدهای ریوی، قلبی، عصبی و متابولیک است
SpO₂ بالا معیار موفقیت درمان نیست
هدف: کمترین FiO₂ برای رسیدن به اکسیژناسیون کافی و پایدار
پرستار ICU کلید تشخیص زودهنگام و اصلاح هیپراکسی است
در ICU، اکسیژنِ درست یعنی کنترلشده، قابلکاهش و مبتنی بر بالین—نه حداکثری و رهاشده.
پایش پاسخ بیمار به اکسیژندرمانی در ICU یک فرآیند تحلیلی و پویاست، نه یک نگاه گذرا به عدد SpO₂. اکسیژندرمانی زمانی موفق محسوب میشود که اکسیژناسیون بافتی کافی با کمترین FiO₂ ممکن و بدون عارضه فراهم شود. تشخیص این تعادل ظریف، بیش از هر چیز به قضاوت بالینی پرستار ICU وابسته است.
عدد خوب روی مانیتور، بدون بهبود بالینی، پاسخ درمانی محسوب نمیشود.
پاسخ واقعی بیمار اغلب اول در بالین دیده میشود و بعد روی مانیتور.
کاهش دیسترس و کار تنفس
کاهش استفاده از عضلات فرعی
آرامتر شدن بیمار، کاهش اضطراب
بهبود رنگ پوست و مخاطها
پایدار شدن سطح هوشیاری
RR بالا یا رو به افزایش
خستگی تنفسی
بیقراری یا افت هوشیاری
تعریق، تاکیکاردی یا تغییرات همودینامیک
📌 نکتهی کلیدی:
اکسیژندرمانی اگر کار تنفس را کم نکند، ممکن است فقط عدد را اصلاح کرده باشد، نه مشکل را.
ابزار غربالگری و پایش مداوم
وابسته به پرفیوژن، حرکت، رنگ پوست و دستگاه
افت آن علامت دیررس است
معیار دقیقتر اکسیژناسیون
ضروری در بیماران ناپایدار، ونتیله یا با شک به هیپراکسی/هیپوکسی پنهان
📌 تلهی بالینی:
SpO₂ بالا میتواند با PaO₂ بیشازحد (هیپراکسی) همراه باشد.
اکسیژندرمانی تهویه را اصلاح نمیکند.
RR و الگوی تنفس
سطح هوشیاری
PaCO₂ و pH (در ABG)
علائم احتباس CO₂ (سردرد، خوابآلودگی، فلاشینگ)
⚠️ در بیماران مستعد (COPD، چاقی، سدیشن):
SpO₂ خوب میتواند نارسایی تهویه را پنهان کند.
آیا با افزایش اکسیژن، بهبود پایدار ایجاد شده؟
آیا نیاز به FiO₂ رو به کاهش است یا ثابت/رو به افزایش؟
آیا پاسخ کوتاهمدت است و دوباره افت میکند؟
📌 اگر برای حفظ SpO₂ هدف، نیاز به اکسیژن مدام بیشتر میشود، این علامت هشدار است.
PaO₂ بالا بدون اندیکاسیون
کاهش جریان خون مغزی/قلبی (در بیماران خاص)
بدترشدن کامپلاینس ریه
آتلکتازی جذبی
پایش پاسخ یعنی ارزیابی سود در برابر زیان.
پرستار باید:
محدودهی هدف SpO₂ بیمارمحور را بداند
پاسخ بالینی را همزمان با مانیتور ارزیابی کند
بین اکسیژناسیون و تهویه تمایز قائل شود
FiO₂ را بهمحض امکان کاهش دهد
عدم پاسخ یا پاسخ ناکافی را سریع گزارش کند
روندها را دقیق مستند کند (نه فقط اعداد)
قضاوت درمان بر اساس یک عدد لحظهای
نادیدهگرفتن RR و کار تنفس
تأخیر در کاهش FiO₂ پس از بهبود
عدم توجه به علائم احتباس CO₂
فرض «پاسخ خوب» صرفاً بهدلیل SpO₂ بالا
پایش پاسخ به اکسیژندرمانی چندبعدی است
بالین مقدم بر مانیتور است
SpO₂ کافی است اما کافیکننده نیست
تهویه، کار تنفس و روند زمانی تعیینکنندهاند
پرستار ICU محور تشخیص پاسخ واقعی و اصلاح درمان است
در ICU، پاسخ واقعی به اکسیژن یعنی بهبود بیمار، نه فقط زیباتر شدن عددها.