در این جلسه با پایش وضعیت گردش خون در بیماران بحرانی آشنا میشویم و یاد میگیریم چگونه دادههای همودینامیک را در کنار علائم بالینی بیمار تفسیر کنیم. تمرکز جلسه بر تشخیص زودهنگام ناپایداری همودینامیک و تصمیمگیری پرستاری مبتنی بر شواهد بالینی است 🩺📊
همودینامیک بهطور ساده به چگونگی جریان خون در سیستم قلبی–عروقی و توانایی این سیستم در تأمین اکسیژن و مواد غذایی برای بافتها اشاره دارد. اما در ICU، همودینامیک فقط یک تعریف فیزیولوژیک نیست؛ بلکه بازتابی از تعادل شکننده بین قلب، عروق، حجم خون و نیاز متابولیک بافتها است.
در بیمار بحرانی، همودینامیک یعنی پاسخ بدن به استرس شدید بیماری یا تروما:
آیا قلب میتواند خون کافی پمپ کند؟
آیا عروق این خون را بهدرستی توزیع میکنند؟
و مهمتر از همه، آیا بافتها واقعاً پرفیوژن مؤثر دارند یا فقط اعداد مانیتور “نرمال” به نظر میرسند؟
یکی از خطاهای رایج در آموزشهای سطحی این است که همودینامیک را معادل چند عدد میدانند: فشار خون، ضربان قلب، CVP یا MAP.
در حالی که در ICU باید همیشه این اصل را به خاطر داشت:
همودینامیک واقعی = عدد مانیتور + وضعیت بالینی بیمار
برای مثال:
MAP ممکن است 65 mmHg باشد، اما بیمار دچار اولیگوری، پوست سرد و تغییر سطح هوشیاری است → این بیمار از نظر همودینامیک پایدار نیست.
یا برعکس، فشار خون کمی پایینتر از نرمال است ولی بیمار هوشیار، با دیورز مناسب و لاکتات نرمال → این میتواند برای همان بیمار قابلقبول باشد.
درک همودینامیک نیازمند دیدن «کل سیستم» است، نه یک عضو جداگانه:
پمپ (قلب): قدرت انقباض، ریتم، و هماهنگی ضربان
حجم داخل عروقی: کمبود یا اضافهبار مایع
عروق: تون عروقی و مقاومت سیستمیک
بافتها: دریافت واقعی اکسیژن و دفع متابولیتها
نقش پرستار ICU این است که اثر متقابل این اجزا را بهصورت پویا پایش کند، نه اینکه فقط به یک پارامتر واکنش نشان دهد.
❌ اعتماد کورکورانه به مانیتور: عدد بدون بیمار معنا ندارد.
❌ تصمیمگیری تکپارامتری: مثلاً فقط بر اساس فشار خون، بدون توجه به لاکتات یا دیورز.
⚠️ پایداری ظاهری: بیمار ممکن است با وازوپرسور “پایدار” به نظر برسد، اما پرفیوژن بافتی ناکافی باشد.
✅ پایش روندها (Trends): تغییرات تدریجی بسیار مهمتر از یک عدد لحظهای هستند.
پرستار ICU اولین کسی است که ناپایداری همودینامیک را تشخیص میدهد، چون:
در تماس مداوم با بیمار است
تغییرات ظریف بالینی را زودتر میبیند
دادههای مانیتور، دیورز، پوست، سطح هوشیاری و پاسخ به درمان را کنار هم میگذارد
تصمیمسازی همودینامیک یک فرآیند تیمی است، اما دادههای پرستاری ستون اصلی این تصمیمها هستند.
همودینامیک در بیمار بحرانی یعنی:
تمرکز بر پرفیوژن مؤثر بافتی، نه فقط فشار خون
درک سیستمیک قلب، عروق و حجم
تلفیق عدد مانیتور با مشاهده بالینی
و نقش فعال پرستار در پایش، هشدار بهموقع و ایمنی بیمار
در ICU، همودینامیک را باید دید، لمس کرد و تحلیل نمود؛ نه فقط خواند.
سیستم گردش خون در ظاهر یک مسیر ساده برای حرکت خون به نظر میرسد، اما در بیمار بحرانی ICU، این سیستم یک شبکه پویا، حساس و بهشدت وابسته به شرایط بالینی است. هر اختلال کوچک در یکی از اجزا میتواند کل تعادل همودینامیک را بر هم بزند.
برای پرستار ICU، شناخت این اجزا فقط دانش تئوریک نیست؛ پایه تصمیمسازی بالینی و ایمنی بیمار است.
قلب نیروی محرکه گردش خون است، اما عملکرد آن صرفاً به «قدرت پمپاژ» خلاصه نمیشود. در ICU، ما قلب را از چند زاویه میبینیم:
قدرت انقباض (Contractility): آیا قلب توان ایجاد برونده مؤثر دارد؟
ریتم و نظم ضربان: آریتمیها حتی با فشار خون ظاهراً مناسب میتوانند پرفیوژن را مختل کنند.
هماهنگی دهلیزی–بطنی: از دست رفتن این هماهنگی (مثلاً در AF) میتواند CO را بهطور قابل توجهی کاهش دهد.
📌 نکته بالینی:
کاهش فشار خون همیشه به معنای نارسایی قلب نیست و برعکس، فشار خون نرمال هم لزوماً نشاندهنده عملکرد مناسب قلب نیست.
حجم خون مؤثر یکی از چالشبرانگیزترین اجزای همودینامیک در بیماران بحرانی است.
کاهش حجم: خونریزی، دهیدراسیون، نشت مویرگی (مثلاً در سپسیس)
افزایش حجم: مایعدرمانی بیشازحد، نارسایی قلب یا کلیه
📌 خطای رایج:
برابر دانستن «وجود ادم» با «کافی بودن حجم داخل عروقی».
بیمار ممکن است همزمان دچار ادم محیطی و کاهش پرفیوژن مؤثر باشد.
عروق فقط لولههای انتقال خون نیستند؛ آنها تنظیمکننده اصلی توزیع پرفیوژن هستند.
تون عروقی: افزایش یا کاهش مقاومت سیستمیک
پاسخ به وازوپرسورها: که ممکن است فشار خون را بالا ببرند، اما پرفیوژن اندامها را بهبود ندهند
توزیع خون: اولویتدهی بدن به مغز و قلب در شرایط بحرانی
📌 نکته مهم ICU:
افزایش MAP الزاماً به معنی بهبود پرفیوژن بافتی نیست، بهویژه در شوکهای توزیعی.
خون فقط حجم نیست؛ کیفیت آن هم حیاتی است.
هموگلوبین و ظرفیت حمل اکسیژن
ویسکوزیته و تأثیر آن بر جریان
وضعیت انعقادی (خونریزی یا ترومبوز)
📌 نکته پرستاری:
بیمار با فشار خون مناسب اما هموگلوبین بسیار پایین، از نظر همودینامیک در خطر است، حتی اگر مانیتور چیز دیگری نشان دهد.
تمام سیستم گردش خون برای یک هدف کار میکند: پرفیوژن مؤثر بافتها.
نشانههای بالینی پرفیوژن ناکافی:
کاهش سطح هوشیاری
اولیگوری
پوست سرد یا مرطوب
افزایش لاکتات (در صورت اندازهگیری)
📌 اصل کلیدی:
اگر بافتها اکسیژن کافی دریافت نکنند، اعداد مانیتور هیچ ارزشی ندارند.
سیستم گردش خون یک زنجیره بههمپیوسته است:
قلب بدون حجم کافی مؤثر نیست
حجم بدون عروق سالم درست توزیع نمیشود
فشار بدون پرفیوژن بافتی معنا ندارد
🔑 نگاه پرستاری در ICU یعنی دیدن این اجزا بهصورت یک سیستم واحد و تشخیص زودهنگام جایی که این زنجیره در حال گسستن است.
فشار خون سیستولیک بیشترین فشاری است که در زمان انقباض بطن چپ به دیواره شریانها وارد میشود. این عدد در ظاهر ساده، یکی از آشناترین پارامترهای مانیتورینگ در ICU است؛ اما در بیمار بحرانی، تفسیر آن بسیار پیچیدهتر از یک عدد بالاتر یا پایینتر از نرمال است.
پرستار ICU باید بداند که فشار سیستولیک نشانه مستقیم پرفیوژن بافتی نیست، بلکه فقط یکی از قطعات پازل همودینامیک است.
فشار خون سیستولیک حاصل برهمکنش چند عامل کلیدی است:
قدرت انقباض بطن چپ
حجم ضربهای (Stroke Volume)
سختی یا کامپلاینس شریانها
مقاومت عروق محیطی
📌 نکته مهم:
در سالمندان یا بیماران با آترواسکلروز، فشار سیستولیک ممکن است بالا باشد، حتی زمانی که برونده قلبی کاهش یافته است.
در محیط مراقبتهای ویژه، فشار سیستولیک بهتنهایی معیار تصمیمگیری نیست:
فشار سیستولیک نرمال + علائم هیپوپرفیوژن → وضعیت ناپایدار
فشار سیستولیک پایین + علائم بالینی مناسب → ممکن است برای آن بیمار قابلتحمل باشد
افزایش فشار سیستولیک با وازوپرسور → لزوماً بهبود پرفیوژن را تضمین نمیکند
🔎 نگاه بالینی پرستار:
همیشه فشار سیستولیک را کنار سطح هوشیاری، دیورز، رنگ و دمای پوست، و روند تغییرات ارزیابی کنید.
❌ تمرکز صرف بر «عدد 120»
❌ واکنش درمانی فقط بر اساس افت لحظهای فشار
❌ نادیده گرفتن شرایط پایه بیمار (HTN مزمن، سن بالا، شوک)
📌 مثال بالینی:
بیمار با HTN مزمن ممکن است با فشار سیستولیک 110 دچار علائم کاهش پرفیوژن مغزی شود، در حالی که این عدد برای بیمار دیگر کاملاً طبیعی است.
پرستار ICU:
صحت اندازهگیری (کاف مناسب، وضعیت دست، آرتیاللاین) را بررسی میکند
روندها را مهمتر از یک عدد منفرد میداند
تغییرات بالینی همزمان با تغییر فشار را گزارش میدهد
بین فشار سیستولیک و پاسخ بیمار به درمان ارتباط برقرار میکند
📌 تفاوت مهم:
عدد مانیتور «اطلاعات» میدهد، اما تحلیل پرستار است که ایمنی بیمار را تضمین میکند.
فشار خون سیستولیک:
شاخصی از فشار حداکثری شریانی در زمان انقباض است
بهتنهایی نماینده پرفیوژن مؤثر نیست
باید در بستر بالینی هر بیمار تفسیر شود
ارزش آن در روند تغییرات و ارتباط با علائم بیمار است
در ICU، فشار سیستولیک را بخوانید، اما به آن اکتفا نکنید.
فشار خون دیاستولیک فشاری است که در زمان شلشدن بطنها (دیاستول) در شریانها باقی میماند. این عدد برخلاف تصور رایج، فقط «عدد پایین فشار خون» نیست؛ بلکه در بیمار بحرانی ICU، نشاندهنده تون عروقی، پرشدگی شریانی و تا حدی پرفیوژن کرونری است و نقش آن اغلب کمتر از حد واقعیاش دیده میشود.
در فاز دیاستول، قلب در حال استراحت و پرشدن است، اما جریان خون در شریانها ادامه دارد. فشار دیاستولیک نتیجهی ترکیب عوامل زیر است:
تون و مقاومت عروق محیطی
خاصیت ارتجاعی (Compliance) شریانها
مدت زمان دیاستول (وابسته به ضربان قلب)
📌 نکته فیزیولوژیک مهم:
پرفیوژن عروق کرونر عمدتاً در فاز دیاستول اتفاق میافتد؛ بنابراین افت فشار دیاستولیک میتواند مستقیماً خونرسانی به میوکارد را مختل کند، حتی اگر فشار سیستولیک ظاهراً مناسب باشد.
در ICU، فشار دیاستولیک اطلاعاتی میدهد که فشار سیستولیک قادر به نشاندادن آن نیست:
دیاستولیک پایین → کاهش تون عروقی، شوک توزیعی (مانند سپسیس)
دیاستولیک بالا → افزایش مقاومت عروق یا کاهش کامپلاینس شریانی
دیاستولیک بسیار پایین → خطر کاهش پرفیوژن کرونری و بدتر شدن عملکرد قلب
📌 مثال بالینی:
بیماری با فشار 110/40 ممکن است MAP قابلقبولی داشته باشد، اما فشار دیاستولیک پایین او میتواند نشانهی وازودیلاتاسیون شدید و خطر برای میوکارد باشد.
❌ نادیده گرفتن عدد دیاستولیک و تمرکز صرف بر سیستولیک یا MAP
❌ تفسیر دیاستولیک بدون توجه به ضربان قلب
❌ بیتوجهی به دیاستولیک پایین در بیماران قلبی یا سالمندان
📌 نکته بالینی:
تاکیکاردی باعث کوتاهشدن زمان دیاستول میشود؛ بنابراین حتی فشار دیاستولیک «قابلقبول» هم ممکن است برای پرفیوژن کرونری کافی نباشد.
پرستار ICU باید:
فشار دیاستولیک را در کنار ریتم قلب، HR و MAP تحلیل کند
به افتهای تدریجی و پایدار توجه کند، نه فقط سقوطهای ناگهانی
در بیماران شوکی، دیاستولیک پایین را بهعنوان نشانهی وازودیلاتاسیون جدی بگیرد
اثر درمانها (مایعات، وازوپرسورها) را بر دیاستولیک پایش کند
📌 نگاه پرستاری:
افزایش سیستولیک بدون بهبود دیاستولیک، ممکن است فقط «عددسازی» باشد، نه اصلاح واقعی همودینامیک.
فشار خون دیاستولیک:
بازتابی از تون عروقی و فشار پایه شریانی است
نقش کلیدی در پرفیوژن کرونری دارد
در شوکهای توزیعی اهمیت ویژهای پیدا میکند
باید در کنار سیستولیک، MAP و وضعیت بالینی تفسیر شود
در ICU، فشار دیاستولیک را کوچک نشمارید؛ گاهی این عدد پایین است که حقیقت همودینامیک بیمار را فاش میکند.
فشار متوسط شریانی یا MAP (Mean Arterial Pressure) میانگینی ساده از فشار خون نیست؛ بلکه در ICU بهعنوان بهترین شاخص در دسترس برای برآورد فشار محرک پرفیوژن اندامها شناخته میشود. با این حال، حتی MAP هم بهتنهایی تضمینکننده پرفیوژن مؤثر بافتی نیست و باید همواره در بستر بالینی بیمار تفسیر شود.
MAP بیانگر فشار مؤثر خون در شریانها در طول یک چرخه کامل قلبی است و بهطور غالب تحت تأثیر فشار دیاستولیک قرار دارد، زیرا مدت دیاستول طولانیتر از سیستول است.
فرمول رایج محاسبه:
MAP ≈ (SBP + 2 × DBP) ÷ 3
📌 نکته مهم بالینی:
در تاکیکاردی شدید یا آریتمیها، این فرمول تنها یک تقریب است و عدد بهدستآمده ممکن است بازتاب دقیقی از وضعیت واقعی نباشد.
هدف نهایی سیستم گردش خون، پرفیوژن اندامهای حیاتی است و MAP نمایندهی فشاری است که این پرفیوژن را ممکن میکند.
MAP پایین → خطر کاهش پرفیوژن مغز، کلیه و قلب
MAP بسیار بالا → افزایش پسبار قلب و آسیب عروقی بالقوه
در بسیاری از گایدلاینهای معتبر، MAP حدود 65 mmHg بهعنوان حداقل هدف اولیه در بیماران شوکی پیشنهاد میشود، اما این عدد یک نقطه شروع است، نه یک قانون مطلق.
بیمار با HTN مزمن ممکن است برای حفظ پرفیوژن مغزی به MAP بالاتری نیاز داشته باشد.
بیمار جوان و بدون بیماری زمینهای ممکن است MAP پایینتر را بدون علائم تحمل کند.
MAP مناسب بدون دیورز کافی یا با لاکتات بالا → پرفیوژن ناکافی محتمل است.
📌 اصل کلیدی:
MAP «شرط لازم» برای پرفیوژن است، اما شرط کافی نیست.
پرستار ICU:
دقت اندازهگیری (کاف مناسب یا آرتریاللاین کالیبره) را بررسی میکند
روند MAP را در کنار دیورز، سطح هوشیاری و لاکتات تحلیل میکند
به پاسخ بیمار به درمان (مایعات، وازوپرسورها) توجه دارد، نه فقط رسیدن به یک عدد
افتهای تدریجی MAP را زودتر از سقوط ناگهانی شناسایی میکند
📌 نکته بالینی مهم:
بالا بردن MAP با دوز زیاد وازوپرسور، بدون بهبود پرفیوژن اندامها، میتواند آسیبزا باشد.
تمرکز صرف بر «رسیدن به 65» بدون توجه به بیمار
نادیده گرفتن علائم بالینی هیپوپرفیوژن با MAP ظاهراً مناسب
افزایش بیرویه وازوپرسور فقط برای اصلاح عدد مانیتور
MAP:
بهترین شاخص در دسترس برای برآورد فشار پرفیوژن است
بیشتر تحت تأثیر فشار دیاستولیک قرار دارد
باید فردمحور و بالینی تفسیر شود
ارزش واقعی آن در روند تغییرات و پاسخ بافتها است
در ICU، MAP را هدف بگیرید، اما بیمار را درمان کنید، نه عدد را.
در مراقبتهای ویژه، فشار خون یک مفهوم واحد با سه بیان متفاوت است: SBP، DBP و MAP. این سه عدد یک واقعیت همودینامیک را از زوایای مختلف نشان میدهند، اما هیچکدام بهتنهایی بیانگر پرفیوژن واقعی بافتها نیستند. در ICU، ارزش بالینی این پارامترها زمانی آشکار میشود که در کنار هم و در بستر وضعیت بالینی بیمار تفسیر شوند.
فشار خون سیستولیک بیشتر از هر چیز تحت تأثیر قدرت انقباض بطن چپ و حجم ضربهای قرار دارد. افت SBP معمولاً توجه تیم درمان را سریع جلب میکند، زیرا میتواند نشانهای از کاهش شدید برونده قلبی، خونریزی حاد یا شوک پیشرفته باشد.
با این حال، در ICU باید به این محدودیت مهم توجه داشت:
SBP نرمال یا حتی بالا لزومی به معنای پایداری همودینامیک یا پرفیوژن مناسب نیست. در بیماران سالمند یا افراد با سفتی عروقی، SBP ممکن است بالا باشد در حالی که برونده قلبی کاهش یافته است.
نگاه پرستاری:
SBP برای تشخیص بحرانهای حاد مفید است، اما برای قضاوت درباره وضعیت واقعی بیمار بهتنهایی قابل اتکا نیست.
فشار خون دیاستولیک بیش از آنکه به قلب مربوط باشد، بازتاب تون و مقاومت عروق محیطی و مدت زمان دیاستول است. این پارامتر در شوکهای توزیعی مانند سپسیس اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا کاهش DBP اغلب نشانه وازودیلاتاسیون شدید است.
نکته بالینی مهم این است که پرفیوژن کرونری عمدتاً در دیاستول رخ میدهد. بنابراین DBP پایین میتواند حتی با SBP مناسب، خطر ایسکمی میوکارد را افزایش دهد.
با این حال، DBP بهشدت تحت تأثیر ضربان قلب و ریتم است و ممکن است در تفسیر سادهانگارانه نادیده گرفته شود؛ خطایی که در ICU میتواند پیامدهای جدی داشته باشد.
نگاه پرستاری:
DBP پایین یک زنگ خطر است، بهویژه زمانی که با تاکیکاردی، پوست گرم یا کاهش دیورز همراه باشد.
MAP بهعنوان مهمترین پارامتر هدفگذاریشده در ICU شناخته میشود، زیرا بهترین برآورد در دسترس از فشار محرک پرفیوژن اندامهاست. در اغلب گایدلاینها، MAP حدود 65 میلیمتر جیوه بهعنوان حداقل هدف اولیه پیشنهاد میشود، اما این عدد مطلق و یکسان برای همه بیماران نیست.
محدودیت کلیدی MAP این است که میتواند با وازوپرسورها اصلاح شود، بدون آنکه پرفیوژن بافتی واقعاً بهبود یابد. MAP مناسب همراه با لاکتات بالا، اولیگوری یا اختلال سطح هوشیاری، نشانه پایداری واقعی نیست.
نگاه پرستاری:
MAP شرط لازم برای پرفیوژن است، اما هرگز شرط کافی محسوب نمیشود.
SBP بیشتر درباره «توان قلب برای ایجاد فشار» صحبت میکند.
DBP نشان میدهد «عروق چقدر میتوانند این فشار را بین ضربانها حفظ کنند».
MAP میگوید «آیا اصولاً فشاری برای پرفیوژن اندامها وجود دارد یا نه».
هیچکدام از اینها بهتنهایی پاسخ کامل نمیدهند. معنا زمانی شکل میگیرد که این سه عدد در کنار علائم بالینی بیمار تفسیر شوند.
تمرکز صرف بر SBP و نادیده گرفتن DBP
رسیدن به MAP هدف بدون بررسی پاسخ بالینی بیمار
درمان عدد مانیتور بهجای درمان هیپوپرفیوژن واقعی
نادیده گرفتن تفاوتهای فردی (سن، HTN مزمن، بیماری قلبی)
در ICU:
SBP به ما درباره قدرت پمپاژ قلب هشدار میدهد
DBP درباره وضعیت عروق و خطرات پنهان صحبت میکند
MAP چارچوب تصمیمگیری را فراهم میسازد
اما این پرستار ICU است که با کنار هم گذاشتن این سه پارامتر و مشاهده بیمار واقعی تشخیص میدهد آیا همودینامیک بیمار واقعاً پایدار است یا فقط مانیتور آرام به نظر میرسد.
در مراقبتهای ویژه، تحلیل بالینی همیشه یک قدم جلوتر از عدد است.
در ICU، تغییرات فشار خون مهمتر از خودِ عدد فشار خون هستند. یک عدد منفرد فقط یک لحظه را نشان میدهد، اما روند تغییرات است که داستان همودینامیک بیمار را روایت میکند. پرستار مراقبتهای ویژه باید یاد بگیرد که هر افزایش یا کاهش فشار خون را نه بهعنوان یک اتفاق جداگانه، بلکه بهعنوان پاسخ سیستم گردش خون به یک تغییر بالینی یا مداخله درمانی تفسیر کند.
فشار خون نتیجهی تعامل مداوم بین:
عملکرد قلب
حجم داخل عروقی
تون عروقی
نیاز متابولیک بافتها
بنابراین هر تغییر در فشار خون باید با این سؤال همراه باشد:
چه چیزی در بدن بیمار تغییر کرده است؟
کاهش فشار خون در ICU میتواند ناگهانی یا تدریجی باشد و هرکدام پیام متفاوتی دارند.
افت ناگهانی فشار خون ممکن است نشاندهنده:
خونریزی حاد
آریتمی جدید
آمبولی ریه
واکنش دارویی یا خطای تجهیزات
در مقابل، افت تدریجی فشار خون بیشتر با:
پیشرفت شوک
کاهش حجم مؤثر
نشت مویرگی یا سپسیس
خستگی میوکارد
همراهی افت فشار با علائمی مثل کاهش دیورز، تغییر سطح هوشیاری یا افزایش لاکتات اهمیت حیاتی دارد.
افزایش فشار خون در بیمار بحرانی لزوماً نشانه بهبود همودینامیک نیست.
علل شایع افزایش فشار:
درد یا اضطراب
تحریکات محیطی (ساکشن، لولهگذاری)
اورلود مایع
دوز بالای وازوپرسورها
📌 نکته بالینی:
افزایش فشار خون بدون بهبود علائم پرفیوژن میتواند فقط «عددسازی» باشد و حتی با افزایش پسبار قلب، وضعیت بیمار را بدتر کند.
در ICU، روند فشار خون ارزشمندتر از هر اندازهگیری لحظهای است.
نوسانات شدید → عدم ثبات همودینامیک
افت تدریجی MAP → هشدار زودهنگام شوک
نیاز فزاینده به وازوپرسور → نشانه پیشرفت بیماری، نه کنترل آن
پرستار ICU با پایش مداوم این روندها میتواند قبل از وقوع بحران، هشدار دهد.
❌ واکنش فوری به یک عدد بدون بررسی بالینی
❌ نادیده گرفتن تغییرات تدریجی اما پایدار
❌ نسبت دادن همه افتها به کمبود مایع
❌ بیتوجهی به ارتباط فشار خون با HR، دیورز و سطح هوشیاری
پرستار مراقبتهای ویژه:
تغییرات فشار را با زمانبندی دقیق ثبت میکند
اثر مداخلات (مایع، دارو، تغییر وضعیت) را ارزیابی میکند
علائم بالینی همراه را همزمان بررسی میکند
یافتهها را بهصورت تحلیلی و نه صرفاً عددی گزارش میدهد
📌 گزارش بالینی مؤثر:
«MAP بیمار طی دو ساعت گذشته از 72 به 60 کاهش یافته، همراه با کاهش دیورز و نیاز به افزایش دوز وازوپرسور.»
در ICU:
تغییرات فشار خون نشانه هستند، نه تشخیص
روندها از اعداد منفرد مهمترند
عدد خوب بدون پاسخ بافتی کافی نیست
تفسیر صحیح تغییرات، ابزار اصلی پیشگیری از شوک پیشرفته است
در مراقبتهای ویژه، فشار خون را فقط اندازه نگیرید؛ آن را بفهمید.
افت فشار خون در ICU یک علامت هشدار است، نه یک تشخیص. این افت نشان میدهد که یکی یا چند جزء از سیستم همودینامیک (قلب، حجم، عروق یا تنظیم عصبی–هورمونی) دچار اختلال شدهاند. وظیفه پرستار ICU این نیست که فقط «افت فشار» را گزارش کند، بلکه باید بتواند منشأ محتمل افت فشار را بهصورت بالینی تحلیل کند؛ زیرا مسیر اقدام درمانی کاملاً به علت وابسته است.
یکی از شایعترین علل افت فشار خون در ICU، کاهش حجم مؤثر است؛ چه بهصورت واقعی و چه نسبی.
علل بالینی:
خونریزی آشکار یا مخفی
دهیدراسیون
نشت مویرگی (سپسیس، پانکراتیت، سوختگیها)
دیورز بیشازحد (دیورتیکها، دیورز اسموتیک)
نکته مهم پرستاری:
وجود ادم یا افزایش وزن کاهش حجم مؤثر داخل عروقی را رد نمیکند. بیمار ممکن است همزمان ادماتوز و هیپوولمیک باشد.
گاهی فشار خون افت میکند، نه بهدلیل کمبود حجم، بلکه بهعلت ناتوانی قلب در پمپاژ مؤثر.
علل شایع:
نارسایی حاد یا تشدید نارسایی قلب
آریتمیها (AF با پاسخ بطنی سریع، VT، برادیکاردی شدید)
ایسکمی یا انفارکتوس میوکارد
تامپوناد قلبی یا اختلالات پرشدگی
نکته بالینی:
در این بیماران، مایعدرمانی بیهدف میتواند وضعیت را بدتر کند و پرستار باید به علائم احتقان، صداهای ریوی و پاسخ به مایعات توجه ویژه داشته باشد.
در برخی شرایط، قلب و حجم ممکن است کافی باشند، اما عروق توان حفظ فشار را ندارند.
علل مهم:
سپسیس و شوک توزیعی
واکنشهای دارویی
بیهوشی عمیق یا سدیشن بیشازحد
آسیب سیستم عصبی خودکار
نشانههای بالینی همراه:
DBP پایین
پوست گرم (در فازهای اولیه سپسیس)
پاسخ ضعیف فشار به مایعدرمانی
افت فشار خون در ICU بسیار اوقات یاتروژنیک است.
داروها و مداخلات شایع:
داروهای ضدفشارخون
سداتیوها و اپیوئیدها
وازودیلاتورها
شروع یا افزایش دوز دیورتیکها
تغییر ناگهانی وضعیت بیمار (مثلاً بالا آوردن سر تخت)
نگاه پرستاری:
زمانبندی افت فشار نسبت به تجویز دارو یا انجام مداخله، کلید تشخیص علت است.
همیشه قبل از تفسیر بالینی، باید صحت اندازهگیری بررسی شود.
موارد شایع:
کاف نامناسب
موقعیت نادرست اندام
مشکلات آرتریاللاین (air bubble، damping)
خمشدن یا انسداد کاتتر
اصل ایمنی:
افت فشار بدون تغییر بالینی بیمار → ابتدا به صحت مانیتور شک کنید.
پرستار ICU باید:
افت فشار را در قالب روند و زمینه بالینی گزارش کند
علائم همراه هیپوپرفیوژن (دیورز، سطح هوشیاری، پوست) را بررسی کند
به ارتباط افت فشار با داروها و مداخلات توجه کند
از تفسیر تکعلتی پرهیز کند
نمونه گزارش حرفهای:
«MAP بیمار طی یک ساعت از 70 به 58 کاهش یافته، همزمان DBP افت کرده و پوست گرم است؛ افت پس از افزایش دوز سدیشن رخ داده.»
در ICU، افت فشار خون میتواند ناشی از:
کاهش حجم
نارسایی پمپ قلب
وازودیلاتاسیون
داروها و مداخلات
یا خطای اندازهگیری
🔑 اصل کلیدی پرستاری:
افت فشار را درمان نکن؛ علت افت فشار را پیدا کن.
در مراقبتهای ویژه، تشخیص زودهنگام علت، مهمترین اقدام برای حفظ ایمنی بیمار است.
افزایش فشار خون در ICU برخلاف ظاهر آرامبخش آن، همیشه نشانه پایداری یا بهبود وضعیت بیمار نیست. در بسیاری از بیماران بحرانی، بالا رفتن فشار خون میتواند یک پاسخ جبرانی، علامت استرس فیزیولوژیک یا پیامد مداخلات درمانی باشد. پرستار ICU باید بتواند تشخیص دهد که این افزایش فشار محافظتی، هشداردهنده یا آسیبزا است.
در ICU باید همیشه این سؤال را پرسید:
چرا فشار خون بالا رفته است، نه اینکه فقط چقدر بالا رفته است؟
یکی از شایعترین علل افزایش فشار خون در ICU، تحریک سیستم سمپاتیک است.
علل بالینی رایج:
درد کنترلنشده
اضطراب و آگیتاسیون
هیپوکسی
احتباس CO₂
تب یا لرز
نکته پرستاری:
افزایش فشار خون همراه با تاکیکاردی و تعریق اغلب به نفع استرس سمپاتیک است، نه بهبود همودینامیک.
درد در بیمار ICU همیشه بهصورت شکایت کلامی بروز نمیکند، بهویژه در بیماران انتوبه یا سدیتشده.
تحریکات شایع:
ساکشن تراشه
تغییر وضعیت
لولهگذاری یا پروسیجرها
کشش کاتترها و لاینها
📌 نکته بالینی:
افزایش گذرای فشار خون در حین یا بلافاصله بعد از این اقدامات، اغلب ناشی از درد یا تحریک است و نباید بهعنوان HTN پایدار تلقی شود.
افزایش فشار خون در ICU بسیار اوقات نتیجه مستقیم درمان است.
داروها و مداخلات شایع:
وازوپرسورها (افزایش بیشازحد دوز)
اینوتروپها
قطع ناگهانی سدیشن یا آنالژزی
مایعدرمانی بیشازحد
نگاه پرستاری:
زمانبندی افزایش فشار نسبت به تغییر دوز داروها، سرنخ تشخیصی مهمی است.
در برخی بیماران، فشار خون بهعلت افزایش تون عروقی بالا میرود.
علل محتمل:
فازهای خاصی از سپسیس
هیپوترمی
فعالشدن بیشازحد سیستم رنین–آنژیوتانسین
بیماریهای عروقی زمینهای
📌 نکته بالینی:
فشار خون بالا همراه با DBP بالا معمولاً نشاندهنده افزایش مقاومت عروقی است.
در بیماران نورولوژیک، افزایش فشار خون میتواند پاسخ جبرانی برای حفظ پرفیوژن مغزی باشد.
موارد مهم:
افزایش ICP
خونریزیهای مغزی
آسیبهای شدید مغزی
⚠️ هشدار بالینی:
کاهش بیبرنامه فشار خون در این بیماران میتواند پرفیوژن مغزی را مختل کند.
همیشه قبل از برچسبزدن HTN واقعی، باید به صحت اندازهگیری فکر کرد.
موارد شایع:
کاف کوچکتر از اندازه مناسب
وضعیت نامناسب اندام
آرتیاللاین با damping نامناسب
حرکت یا آگیتاسیون بیمار حین اندازهگیری
اصل ایمنی:
فشار خون بالا بدون تغییر بالینی → ابتدا مانیتور را بررسی کن.
پرستار ICU باید:
افزایش فشار را در زمینه بالینی تفسیر کند
علائم درد، اضطراب و هیپوکسی را فعالانه جستوجو کند
رابطه افزایش فشار با داروها و پروسیجرها را بررسی کند
از کاهش عجولانه فشار خون بدون بررسی علت پرهیز کند
نمونه گزارش حرفهای:
«افزایش SBP تا 180 همزمان با ساکشن و افزایش HR رخ داده و پس از کنترل درد کاهش یافته است.»
در ICU، افزایش فشار خون میتواند ناشی از:
استرس سمپاتیک
درد و تحریک
داروها و مداخلات درمانی
افزایش مقاومت عروقی
علل نورولوژیک
یا خطای اندازهگیری
🔑 اصل طلایی پرستاری:
افزایش فشار خون را مهار نکن؛ ابتدا منشأ آن را بفهم.
در مراقبتهای ویژه، درمان کورکورانه فشار خون میتواند بهاندازه افت فشار، خطرناک باشد.
شوک در ICU یک وضعیت تهدیدکننده حیات است که در آن پرفیوژن بافتی ناکافی بوده و نیاز متابولیک سلولها برآورده نمیشود؛ حتی اگر برخی اعداد مانیتور در محدوده «قابلقبول» باشند.
بنابراین شوک صرفاً به معنای افت فشار خون نیست، بلکه بیانگر شکست سیستم گردش خون در رساندن اکسیژن و مواد حیاتی به بافتهاست.
در نگاه مراقبتهای ویژه، شوک یعنی:
اکسیژن به سلول نمیرسد، متابولیسم هوازی مختل میشود و بدن وارد مسیر آسیب پیشرونده میگردد.
یکی از اشتباهات رایج، درک شوک بهعنوان یک اتفاق ناگهانی است. در واقع، شوک اغلب بهصورت تدریجی شکل میگیرد و اگر زود تشخیص داده نشود، به نارسایی چندعضوی منجر میشود.
مراحل کلی (با همپوشانی بالینی):
کاهش پرفیوژن بافتی
فعالشدن مکانیسمهای جبرانی (تاکیکاردی، وازوکانستریکشن)
نارسایی جبران
آسیب سلولی و اختلال عملکرد ارگانها
📌 نکته بالینی:
در مراحل اولیه، بیمار ممکن است هنوز فشار خون «نرمال» داشته باشد، اما در شوک پنهان (Occult Shock) قرار گرفته باشد.
از دید فیزیولوژیک، شوک زمانی رخ میدهد که یکی یا چند جزء اصلی همودینامیک دچار اختلال شود:
ناتوانی قلب در پمپاژ مؤثر
کاهش حجم مؤثر داخل عروقی
اختلال در تون و توزیع عروقی
ناتوانی بافتها در استفاده از اکسیژن
نتیجه نهایی همه این مسیرها یک چیز است:
هیپوپرفیوژن بافتی و هیپوکسی سلولی.
در ICU بارها دیده میشود:
بیمار با MAP ≥ 65 ولی با لاکتات بالا و اولیگوری
بیمار با SBP نسبتاً مناسب اما با اختلال سطح هوشیاری
این بیماران از نظر فیزیولوژیک در شوک هستند، حتی اگر مانیتور چنین چیزی را فریاد نزند.
📌 اصل کلیدی:
شوک = پرفیوژن ناکافی، نه صرفاً افت فشار خون.
پرستار ICU اغلب اولین فردی است که شوک را تشخیص میدهد، چون:
تغییرات ظریف سطح هوشیاری را میبیند
روند دیورز را پایش میکند
پوست، دمای اندامها و پرشدگی مویرگی را لمس میکند
پاسخ بیمار به مایعات و داروها را بهصورت لحظهای ارزیابی میکند
نگاه پرستاری یعنی تشخیص شوک قبل از سقوط اعداد.
❌ برابر دانستن شوک با افت فشار خون
❌ تأخیر در تشخیص تا زمانی که MAP کاهش یابد
❌ تمرکز بر عدد بهجای پاسخ بافتی
❌ نادیده گرفتن شوک پنهان
شوک در ICU:
یک سندرم بالینی–فیزیولوژیک است
با هیپوپرفیوژن بافتی تعریف میشود
میتواند با فشار خون نرمال وجود داشته باشد
تشخیص زودهنگام آن نقش کلیدی در بقا دارد
🔑 اصل طلایی مراقبتهای ویژه:
اگر بافتها در خطرند، بیمار در شوک است؛ حتی اگر مانیتور آرام باشد.
در ICU، «شوک» یک عنوان کلی است، اما انواع مختلفی دارد که از نظر پاتوفیزیولوژی، پاسخ به درمان و خطرات بالینی کاملاً با هم متفاوتاند. تشخیص نوع شوک برای پرستار مراقبتهای ویژه حیاتی است، زیرا درمان نامتناسب با نوع شوک میتواند مستقیماً بیمار را بدحالتر کند.
اصل پایه این است:
همه شوکها با هیپوپرفیوژن بافتی مشترکاند، اما مسیر رسیدن به آن کاملاً متفاوت است.
در شوک هیپوولمیک، مشکل اصلی کاهش حجم مؤثر داخل عروقی است. قلب و عروق ممکن است سالم باشند، اما چیزی برای پمپاژ وجود ندارد.
علل شایع در ICU:
خونریزی حاد (جراحی، تروما، خونریزی گوارشی)
از دست دادن مایعات (دیورز شدید، اسهال، استفراغ)
نشت مایع به فضای سوم (سوختگیها، پانکراتیت)
ویژگیهای بالینی:
تاکیکاردی
فشار نبض باریک
پوست سرد و رنگپریده
کاهش دیورز
نکته پرستاری:
در این نوع شوک، پاسخ اولیه به مایعات معمولاً مثبت است؛ عدم پاسخ باید زنگ خطر علل دیگر باشد.
در شوک کاردیوژنیک، حجم ممکن است کافی باشد، اما قلب قادر به ایجاد برونده مؤثر نیست.
علل شایع:
انفارکتوس وسیع میوکارد
نارسایی شدید بطن چپ یا راست
آریتمیهای تهدیدکننده حیات
اختلالات مکانیکی قلب (پارگی عضله پاپیلری، تامپوناد)
ویژگیهای بالینی:
افت فشار خون همراه با احتقان ریوی
کراکلهای ریوی
افزایش فشارهای پرشدگی
پوست سرد و مرطوب
⚠️ هشدار بالینی:
مایعدرمانی بیهدف در این شوک میتواند ادم ریوی و نارسایی تنفسی را تشدید کند.
در شوک توزیعی، مشکل اصلی کاهش تون عروقی و توزیع نامناسب خون است. حجم و قلب ممکن است کافی باشند، اما عروق نمیتوانند فشار را حفظ کنند.
شایعترین انواع:
شوک سپتیک
شوک آنافیلاکتیک
شوک نوروژنیک
ویژگیهای بالینی (بهویژه در فاز اولیه سپسیس):
DBP پایین
پوست گرم
فشار نبض وسیع
پاسخ ضعیف به مایعات بهتنهایی
نکته کلیدی:
در این شوک، وازوپرسورها نقش محوری دارند، نه فقط مایعدرمانی.
در شوک انسدادی، قلب توان پمپاژ دارد، اما یک مانع مکانیکی مانع پرشدگی یا خروج خون میشود.
علل مهم در ICU:
آمبولی ریه وسیع
تامپوناد قلبی
پنوموتوراکس فشاری
افزایش شدید فشار داخل قفسه سینه
ویژگیهای بالینی:
افت فشار ناگهانی
اتساع وریدهای گردنی (در برخی موارد)
پاسخ ضعیف به مایعات و وازوپرسور
بدتر شدن سریع وضعیت تنفسی
اصل حیاتی:
درمان قطعی این شوک برداشتن مانع است، نه صرفاً اصلاح عدد فشار خون.
در ICU بسیاری از بیماران دچار شوک ترکیبی هستند، مثلاً:
سپسیس + نارسایی قلبی
خونریزی + وازودیلاتاسیون
تروما + آمبولی ریه
پرستار ICU باید از تفکر تکعلتی پرهیز کند و به تغییر الگوی بالینی بیمار در طول زمان توجه داشته باشد.
پرستار ICU:
الگوی فشار خون (SBP، DBP، MAP) را تحلیل میکند
پاسخ بیمار به مایعات و داروها را ارزیابی میکند
علائم پوستی، دیورز و سطح هوشیاری را کنار هم میگذارد
تغییر نوع شوک در سیر بیماری را زود تشخیص میدهد
تشخیص نوع شوک، یک فرآیند پویا و مداوم است، نه یک برچسب ثابت.
در ICU:
شوک هیپوولمیک = کمبود حجم
شوک کاردیوژنیک = نارسایی پمپ
شوک توزیعی = از دست رفتن تون عروقی
شوک انسدادی = مانع مکانیکی گردش خون
🔑 اصل طلایی مراقبتهای ویژه:
همه شوکها فشار را پایین میآورند، اما همه افت فشارها یک شوک نیستند و همه شوکها یک درمان ندارند.
علائم همودینامیک شوک بازتاب ناتوانی سیستم گردش خون در تأمین پرفیوژن مؤثر بافتها هستند. این علائم ممکن است پیش از افت واضح فشار خون ظاهر شوند و دقیقاً به همین دلیل، تشخیص زودهنگام آنها در ICU حیاتی است. پرستار مراقبتهای ویژه باید بتواند این نشانهها را بهصورت الگوهای بالینی مرتبط ببیند، نه علائم پراکنده.
در شوک، بدن ابتدا تلاش میکند با مکانیسمهای جبرانی همودینامیک خود را حفظ کند.
بنابراین:
علائم شوک اغلب قبل از سقوط اعداد مانیتور دیده میشوند.
افت فشار خون یکی از علائم کلاسیک شوک است، اما:
ممکن است دیررس باشد
یا با وازوپرسورها بهطور مصنوعی پنهان شود
نکات بالینی مهم:
کاهش MAP نسبت به خط پایه بیمار
DBP پایین (بهویژه در شوکهای توزیعی)
فشار نبض باریک (در هیپوولمی و کاردیوژنیک)
فشار نبض وسیع (در فازهای اولیه سپسیس)
📌 نگاه پرستاری:
تغییر الگوی فشار خون مهمتر از رسیدن به یک عدد خاص است.
تاکیکاردی یکی از اولین پاسخهای جبرانی بدن به شوک است.
نکات بالینی:
HR بالا برای حفظ CO
آریتمیها میتوانند هم علت و هم پیامد شوک باشند
برادیکاردی در شوک → علامت دیررس و هشداردهنده
⚠️ هشدار:
عدم افزایش HR در بیمار شوکی (بهویژه سالمندان یا بیماران تحت بتابلاکر) شوک را رد نمیکند.
پوست یکی از سریعترین شاخصهای پرفیوژن محیطی است.
یافتههای شایع:
سردی اندامها
رنگپریدگی یا ماتی پوست
تعریق سرد
پرشدگی مویرگی طولانیشده
استثنا بالینی:
در فاز اولیه شوک سپتیک، پوست ممکن است گرم و برافروخته باشد.
کلیهها به کاهش پرفیوژن بسیار حساساند.
نشانهها:
کاهش دیورز (< 0.5 ml/kg/hr)
تیرهشدن ادرار
افزایش کراتینین (دیرتر ظاهر میشود)
📌 اصل مهم:
اولیگوری یک علامت زودرس شوک است، نه فقط نارسایی کلیه.
مغز یکی از اولین اندامهایی است که به هیپوپرفیوژن واکنش نشان میدهد.
تغییرات شایع:
بیقراری یا آگیتاسیون
کاهش تمرکز
خوابآلودگی یا لتارژی
کاهش سطح هوشیاری در مراحل پیشرفته
نکته بالینی:
تغییر ناگهانی رفتار یا هوشیاری در ICU را همیشه شوک فرض کن تا خلافش ثابت شود.
سیستم تنفسی بهطور غیرمستقیم در شوک درگیر میشود.
نشانهها:
تاکیپنه
افزایش کار تنفسی
کاهش SpO₂ (در مراحل بعدی)
📌 نکته فیزیولوژیک:
تاکیپنه اغلب پاسخ به اسیدوز متابولیک ناشی از لاکتات است، نه صرفاً مشکل ریوی.
اگرچه شوک یک تشخیص بالینی است، اما برخی یافتههای آزمایشگاهی به تأیید آن کمک میکنند:
افزایش لاکتات
اسیدوز متابولیک
افزایش BE منفی
تغییرات ABG متناسب با مرحله شوک
⚠️ نکته مهم:
لاکتات نرمال شوک را رد نمیکند، اما لاکتات بالا تقریباً همیشه هیپوپرفیوژن بافتی را فریاد میزند.
❌ انتظار افت فشار خون برای تشخیص شوک
❌ نادیده گرفتن تغییرات پوستی و دیورز
❌ نسبت دادن تغییر سطح هوشیاری فقط به داروها
❌ تفسیر تکعلامتی بهجای الگوی بالینی
پرستار ICU:
علائم را بهصورت الگوهای مرتبط میبیند
روند تغییرات را مستند میکند
علائم بالینی را در کنار مانیتور تفسیر میکند
شوک پنهان را قبل از افت فشار آشکار تشخیص میدهد
نمونه گزارش بالینی صحیح:
«بیمار با MAP 68، دچار اولیگوری، پوست سرد و افزایش HR شده؛ مشکوک به هیپوپرفیوژن بافتی.»
علائم همودینامیک شوک شامل:
تغییرات فشار و ضربان
اختلال پرفیوژن محیطی
کاهش دیورز
تغییر سطح هوشیاری
الگوهای تنفسی غیرطبیعی
شواهد آزمایشگاهی هیپوپرفیوژن
🔑 اصل طلایی ICU:
شوک را از روی بیمار تشخیص بده، نه از روی مانیتور.
سطح هوشیاری یکی از حساسترین و زودرسترین شاخصهای پرفیوژن مغزی است. در ICU، هر تغییر در وضعیت هوشیاری باید پیش از هر چیز از زاویه همودینامیک بررسی شود، حتی اگر فشار خون روی مانیتور «قابلقبول» به نظر برسد.
برای پرستار مراقبتهای ویژه، مغز یک اندام شاخص است؛ اگر مغز خوب پرفیوژن نگیرد، هیچ عددی آرامبخش نیست.
مغز حدود ۱۵–۲۰٪ برونده قلبی را مصرف میکند و نسبت به کاهش جریان خون بسیار حساس است. برخلاف برخی اندامها، مغز ذخیره اکسیژن قابلتوجهی ندارد؛ بنابراین اختلال پرفیوژن حتی برای مدت کوتاه میتواند به تغییر سطح هوشیاری منجر شود.
نکته مهم:
پرفیوژن مغزی بهطور مستقیم به فشار پرفیوژن مغزی (CPP) وابسته است، که حاصل اختلاف بین فشار متوسط شریانی (MAP) و فشار داخل جمجمه (ICP) است.
بنابراین:
MAP نرمال لزوماً به معنای پرفیوژن مغزی مناسب نیست.
در شوک یا هیپوپرفیوژن:
کاهش MAP یا کاهش مؤثر جریان خون
اختلال در تنظیم خودکار جریان مغزی
کاهش تحویل اکسیژن به نورونها
نتیجه بالینی:
بیقراری یا آگیتاسیون اولیه
کاهش تمرکز و پاسخدهی
لتارژی یا کاهش سطح هوشیاری در مراحل پیشرفته
📌 نکته بالینی مهم:
آگیتاسیون در ICU اغلب اولین علامت کاهش پرفیوژن مغزی است، نه فقط مشکل روانی یا دارویی.
در برخی بیماران، افزایش فشار خون یک پاسخ جبرانی برای حفظ پرفیوژن مغزی است، بهویژه:
در بیماران با HTN مزمن
در آسیبهای مغزی یا افزایش ICP
اما این مکانیسم جبرانی محدود است. فشار خون بیشازحد بالا میتواند:
سد خونی–مغزی را آسیب بزند
خطر خونریزی مغزی را افزایش دهد
نوسانات شدید CPP ایجاد کند
📌 نگاه پرستاری:
کاهش عجولانه فشار خون در بیمار با تغییر سطح هوشیاری میتواند پرفیوژن مغزی را بدتر کند.
در ICU بارها دیده میشود:
MAP ≈ 65 اما بیمار گیج یا خوابآلود است
SBP نرمال اما پاسخدهی کاهش یافته
توضیح بالینی:
اختلال در توزیع جریان خون
اختلال تنظیم خودکار مغزی
اسیدوز، هیپوکسی یا آنمی همزمان
📌 اصل کلیدی:
سطح هوشیاری، بازتاب پرفیوژن واقعی مغز است، نه فقط فشار شریانی.
پرستار ICU باید:
تغییرات ظریف رفتار و هوشیاری را زود تشخیص دهد
این تغییرات را همزمان با MAP، HR و دیورز تحلیل کند
اثر مداخلات همودینامیک بر هوشیاری را پایش کند
کاهش سطح هوشیاری را بهعنوان هشدار همودینامیک تلقی کند تا خلافش ثابت شود
نمونه گزارش بالینی دقیق:
«با وجود MAP 67، بیمار دچار گیجی جدید شده و پاسخدهی کاهش یافته؛ مشکوک به هیپوپرفیوژن مغزی.»
❌ نسبت دادن همه تغییرات هوشیاری به سدیشن
❌ اعتماد صرف به MAP هدف
❌ نادیده گرفتن سابقه HTN بیمار
❌ کاهش سریع فشار خون بدون توجه به وضعیت عصبی
در ICU:
سطح هوشیاری یکی از دقیقترین شاخصهای همودینامیک مؤثر است
تغییرات هوشیاری میتواند اولین نشانه شوک پنهان باشد
MAP مناسب بدون هوشیاری مناسب، هشداردهنده است
تحلیل همزمان عصبی و همودینامیک نقش حیاتی پرستار است
🔑 اصل طلایی مراقبتهای ویژه:
اگر مغز ناراضی است، همودینامیک را دوباره بررسی کن؛ حتی اگر مانیتور آرام باشد.
میزان ادرار یکی از قابلاعتمادترین شاخصهای بالینی پرفیوژن کلیوی و وضعیت همودینامیک مؤثر است. در ICU، کلیهها مانند یک «سنسور زنده» عمل میکنند؛ هر اختلال در جریان خون مؤثر، خیلی زود در دیورز بیمار بازتاب پیدا میکند. به همین دلیل، کاهش ادرار اغلب زودتر از افت فشار خون دیده میشود.
کلیهها حدود ۲۰–۲۵٪ برونده قلبی را دریافت میکنند و برای حفظ فیلتراسیون گلومرولی به فشار پرفیوژن کافی وابستهاند.
کاهش MAP یا کاهش مؤثر جریان خون باعث:
فعالشدن سیستم رنین–آنژیوتانسین–آلدوسترون
انقباض عروق کلیوی
کاهش فیلتراسیون گلومرولی
و در نهایت کاهش دیورز میشود
📌 نکته مهم:
بدن در شرایط تهدید حیات، خون را از کلیهها به سمت مغز و قلب هدایت میکند؛ بنابراین اولیگوری یک پاسخ جبرانی است، نه بلافاصله نارسایی کلیه.
در ICU، اولیگوری (کمتر از 0.5 ml/kg/hr) یک علامت هشدار همودینامیک است.
علل همودینامیک شایع:
کاهش حجم مؤثر داخل عروقی
کاهش برونده قلبی
وازودیلاتاسیون شدید و توزیع نامناسب جریان خون
افت MAP نسبت به خط پایه بیمار
📌 نکته بالینی:
دیورز کاهشیافته با فشار خون «قابلقبول» همچنان میتواند نشانه هیپوپرفیوژن باشد.
یکی از خطاهای رایج این است که دیورز مناسب را معادل پرفیوژن خوب بدانیم.
موارد گمراهکننده:
مصرف دیورتیکها
فازهای اولیه سپسیس (دیورز ممکن است حفظ شود)
دیورز اسموتیک (هایپرگلیسمی)
📌 نگاه پرستاری:
دیورز را در زمینه درمانها و سیر بالینی تفسیر کن، نه بهصورت ایزوله.
ارزش واقعی دیورز در ICU در روند تغییرات آن است:
افزایش دیورز پس از مایعدرمانی → احتمال پاسخ مثبت
عدم تغییر دیورز با وجود MAP مناسب → شک به اختلال توزیع یا نارسایی قلب
کاهش پیشرونده دیورز → هشدار شوک در حال پیشرفت
📌 نکته بالینی:
افزایش فشار خون بدون بهبود دیورز، نشانه اصلاح عدد است، نه اصلاح پرفیوژن کلیوی.
پرستار ICU باید:
دیورز ساعتی را دقیق و مستمر ثبت کند
تغییرات دیورز را با MAP، HR و وضعیت بالینی تطبیق دهد
کاهش دیورز را زود گزارش کند، حتی قبل از تغییر فشار خون
به اثر داروها و مایعات بر دیورز توجه داشته باشد
نمونه گزارش حرفهای:
«با وجود MAP 70، دیورز بیمار طی 3 ساعت به کمتر از 0.3 ml/kg/hr کاهش یافته؛ مشکوک به هیپوپرفیوژن کلیوی.»
❌ انتظار افزایش کراتینین برای تشخیص مشکل
❌ نادیده گرفتن اولیگوری بهعنوان پاسخ جبرانی
❌ تفسیر دیورز بدون توجه به داروها
❌ تمرکز بر فشار خون و فراموشکردن کلیه
در ICU:
دیورز یک شاخص زودرس همودینامیک است
کاهش دیورز اغلب قبل از افت فشار دیده میشود
دیورز مناسب بدون زمینه بالینی کافی نیست
روند دیورز ارزشمندتر از یک عدد منفرد است
🔑 اصل طلایی مراقبتهای ویژه:
اگر کلیه ادرار نمیسازد، یعنی پرفیوژن جایی مشکل دارد؛ حتی اگر مانیتور آرام باشد.
در ICU، پایش علائم حیاتی یک اقدام روتین نیست؛ ابزار تصمیمسازی بالینی و پیشگیری از فروپاشی همودینامیک است. در بیمار ناپایدار، ارزش علائم حیاتی در «عددِ لحظهای» نیست، بلکه در الگو، روند و ارتباط آنها با وضعیت واقعی بیمار نهفته است. پرستار مراقبتهای ویژه با پایش دقیق و تفسیر درست علائم حیاتی، اغلب قبل از بروز بحران آشکار مداخله را ممکن میکند.
در بیمار ناپایدار:
علائم حیاتی باید پیوسته، هدفمند و تحلیلی پایش شوند؛ نه صرفاً ثبت شوند.
پایش فشار خون محور ارزیابی همودینامیک است، اما تفسیر آن باید بالینی باشد.
نکات کلیدی:
MAP شاخص عملی پرفیوژن است، اما باید فردمحور تفسیر شود.
DBP پایین میتواند نشانه وازودیلاتاسیون و خطر پرفیوژن کرونری باشد.
افت تدریجی یا نوسانات شدید از سقوط ناگهانی مهمترند.
اقدام پرستاری:
بررسی صحت اندازهگیری (کاف مناسب/آرتریاللاین کالیبره)
پایش روندها و پاسخ به مداخلات (مایعات، وازوپرسور)
همزمانسازی تفسیر فشار با دیورز، هوشیاری و پوست
HR و ریتم قلبی اغلب اولین پاسخهای جبرانی بدن هستند.
نکات کلیدی:
تاکیکاردی پایدار میتواند نشانه هیپوولمی، درد، تب یا شوک باشد.
آریتمیها هم علت و هم پیامد ناپایداریاند.
عدم تاکیکاردی، شوک را رد نمیکند (سالمندان/بتابلاکرها).
اقدام پرستاری:
تطبیق HR با فشار، دیورز و وضعیت تنفسی
توجه به تغییرات ریتم و ارتباط آن با افت پرفیوژن
گزارش تحلیلی، نه صرفاً عددی
سیستم تنفسی بهسرعت به ناپایداری همودینامیک واکنش نشان میدهد.
نکات کلیدی:
تاکیپنه میتواند پاسخ به اسیدوز متابولیک (لاکتات) باشد.
SpO₂ نرمال، اکسیژناسیون بافتی را تضمین نمیکند.
افزایش کار تنفسی نشانه استرس سیستمیک است.
اقدام پرستاری:
پایش RR واقعی (نه فقط مانیتور)
ارزیابی الگوی تنفسی و هماهنگی با همودینامیک
توجه به تغییرات همزمان با مداخلات
دما شاخصی از وضعیت متابولیک و پاسخ التهابی است.
نکات کلیدی:
تب میتواند مصرف اکسیژن را افزایش دهد و ناپایداری را تشدید کند.
هیپوترمی ممکن است نشانه شوک شدید یا اختلال تنظیمی باشد.
اقدام پرستاری:
تفسیر دما در کنار HR، فشار و لاکتات
توجه به اثر دما بر نیاز اکسیژن و همودینامیک
تغییرات هوشیاری از حساسترین شاخصهای پرفیوژن مغزی هستند.
نکات کلیدی:
آگیتاسیون یا خوابآلودگی جدید = هشدار همودینامیک
MAP «قابلقبول» تغییر هوشیاری را توجیه نمیکند.
اقدام پرستاری:
پایش مداوم و مقایسه با خط پایه
ارتباط تغییرات هوشیاری با روند فشار و دیورز
دیورز شاخص زودرس پرفیوژن کلیوی است.
نکات کلیدی:
اولیگوری میتواند قبل از افت فشار ظاهر شود.
دیورز مناسب تحت دیورتیکها گمراهکننده است.
اقدام پرستاری:
ثبت ساعتی دقیق
تحلیل روند دیورز در کنار MAP و مداخلات
❌ ثبت عدد بدون تفسیر
❌ تمرکز بر یک پارامتر و نادیده گرفتن بقیه
❌ واکنش به نوسان لحظهای بهجای روند
❌ اعتماد کورکورانه به مانیتور بدون مشاهده بیمار
پرستار ICU:
علائم حیاتی را بهصورت یک سیستم مرتبط میبیند
تغییرات ظریف را زود تشخیص میدهد
پاسخ بیمار به مداخلات را ارزیابی میکند
با گزارش تحلیلی، مسیر تصمیمسازی تیم را اصلاح میکند
نمونه گزارش حرفهای:
«طی 2 ساعت گذشته MAP نوسانی با افتهای مکرر داشته، HR افزایش یافته و دیورز کاهش پیدا کرده؛ مشکوک به ناپایداری همودینامیک در حال پیشرفت.»
در بیمار ناپایدار:
علائم حیاتی باید پیوسته و تحلیلی پایش شوند
روندها از اعداد منفرد مهمترند
تفسیر همزمان چند پارامتر کلید ایمنی بیمار است
🔑 اصل طلایی ICU:
علائم حیاتی را فقط ثبت نکن؛ آنها را بفهم و بهموقع اقدام کن.
در ICU، همودینامیک یک وضعیت ثابت نیست؛ فرآیندی پویا و ناپایدار است که میتواند در عرض دقایق تغییر کند. به همین دلیل، پایش مداوم همودینامیک نه یک انتخاب، بلکه پایه ایمنی بیمار و شرط تصمیمسازی درست است. هدف از این پایش، صرفاً ثبت عددها نیست؛ بلکه تشخیص زودهنگام انحراف از پرفیوژن مؤثر و ارزیابی پاسخ بیمار به مداخلات درمانی است.
در بیمار بحرانی، تغییرات کوچک و تدریجی اگر دیده نشوند، به فروپاشی ناگهانی منجر میشوند.
پایش مداوم یعنی دیدن این تغییرات قبل از آنکه به بحران تبدیل شوند.
اندازهگیریهای مقطعی (مثلاً هر چند ساعت) فقط «عکس» میگیرند، نه «فیلم». در حالی که همودینامیک ICU نیازمند دیدن فیلم است.
محدودیتهای پایش مقطعی:
افتهای گذرای MAP ممکن است ثبت نشوند
نوسانات مرتبط با داروها یا پروسیجرها دیده نمیشوند
روندهای تدریجی (مثلاً کاهش پاسخ به وازوپرسور) پنهان میمانند
پایش مداوم امکان تشخیص زودرس شوک پنهان را فراهم میکند؛ زمانی که فشار خون هنوز در محدوده هدف است.
پایش پیوسته به پرستار ICU اجازه میدهد که:
روندها (Trends) را تشخیص دهد، نه فقط اعداد منفرد
پاسخ واقعی بیمار به مایعات، وازوپرسورها و اینوتروپها را بسنجد
بین نوسان بیاهمیت و تغییر هشداردهنده تمایز قائل شود
زمان مداخله را بهدرستی انتخاب کند
📌 نکته بالینی:
رسیدن به MAP هدف بدون پایداری آن در زمان، ارزش درمانی محدودی دارد.
بسیاری از آسیبهای ICU نتیجه تاخیر در تشخیص ناپایداری همودینامیک هستند، نه نبود درمان.
پایش مداوم کمک میکند:
از افت ناگهانی پرفیوژن مغزی یا کلیوی جلوگیری شود
دوز داروهای وازواکتیو بهصورت ایمن تنظیم گردد
از مداخلات بیشازحد یا ناکافی پرهیز شود
🔎 مثال بالینی:
افزایش تدریجی دوز وازوپرسور برای حفظ MAP ممکن است در پایش مقطعی «موفق» به نظر برسد، اما پایش مداوم نشان میدهد که فشار ناپایدار و وابسته به دارو شده است.
پایش مداوم همودینامیک بدون تحلیل پرستاری، فقط تولید داده است.
پرستار ICU:
تغییرات کوچک اما معنادار را تشخیص میدهد
دادههای مانیتور را با وضعیت بالینی تطبیق میدهد
پاسخ بیمار به درمان را لحظهبهلحظه ارزیابی میکند
یافتهها را بهصورت تحلیلی و زمانمند گزارش میدهد
نمونه گزارش حرفهای:
«MAP بیمار طی 30 دقیقه گذشته با نوسان 58–72 همراه بوده و برای حفظ آن نیاز به افزایش تدریجی دوز وازوپرسور وجود داشته؛ دیورز همزمان کاهش یافته است.»
❌ اعتماد به عدد پایدار کوتاهمدت
❌ نادیده گرفتن نوسانات کوچک اما مکرر
❌ تفسیر دادهها بدون توجه به بیمار
❌ واکنش دیرهنگام به تغییرات تدریجی
در ICU:
همودینامیک پویاست و نیاز به پایش مداوم دارد
روندها مهمتر از اعداد لحظهای هستند
پایش مداوم ابزار پیشگیری از شوک پیشرفته است
تحلیل پرستاری، داده را به تصمیم نجاتبخش تبدیل میکند
🔑 اصل طلایی مراقبتهای ویژه:
پایش مداوم همودینامیک یعنی دیدن خطر قبل از وقوع آن؛ نه واکنش بعد از فروپاشی.